بر من در محنت و بلا باز مخواه
درد من دل دادهٔ جان باز مخواه
جانی که به عاریت دو دم یافتهام
چندانک دمی بینمت آن باز مخواه
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
بر من در محنت و بلا باز مخواه
درد من دل دادهٔ جان باز مخواه
جانی که به عاریت دو دم یافتهام
چندانک دمی بینمت آن باز مخواه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به سختی و دردهایی که در زندگی تجربه کرده، اشاره میکند و از معشوق میخواهد که در زمان محنت و دشواری به او روی نیاورد. او از محبوبش میخواهد تا به او نزدیک نشود، زیرا جانش را که مانند امانتی در اختیار دارد، نمیتواند در لحظات پریشانی تحمل کند. شاعر در نهایت تأکید میکند که اگر تنها یک لحظه معشوق را ببیند، نمیتواند از این حالت فاصله بگیرد.
هوش مصنوعی: در زمان سختی و مشکلات از من تقاضای درد نکن، زیرا دل من به جانم وابسته است و دیگر نمیتواند تحمل کند.
هوش مصنوعی: من جانم را که به طور موقت به دست آوردهام، تا وقتی تو را میبینم، هر لحظهای که از این زندگی میگذرد، ارزش ویژهای دارد. اگر روزی نتوانم تو را ببینم، دیگر به آن زندگی احتیاجی ندارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.