ره روانی که راه حق پویند
از خدا جز خدا نمی جویند
واله آن جمال و رخسارند
عاشق حسن آن پری رویند
صورت او بدیده بنگارند
نقش غیرش ز لوح دل شویند
راز اورا بگوش او شنوند
هرچه گویند هم بدو گویند
روز و شب بیقرار و آرامند
همه در جست و جوی دلجویند
گر بصورت ز آدمی زادند
هم ملک سیرت و خدا خویند
طیلسان فنا چو می پوشند
فارغ از دلق کهنه و نویند
قطب دور و محیط دایره اند
همچو پرگار گرد خود پویند
ای اسیری نگر بعین یقین
کین همه نقش صورت اویند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ پیروان راستین حق و عشق به خداوند است. آنها تنها در جستجوی ذات خدا هستند و دلهایشان از عشق به جمال او سرشار است. این عاشقان در پی درک رازهای وجود هستند و تلاش میکنند تا صورتهای ظاهری را رها کنند و به باطن و حقیقت بپردازند. آنها، چه در ظاهری انسانی و چه در سیرت، به حقیقت الهی پیوستهاند و در نهایت به وصال او امیدوارند. شاعر از پرهیز از دلبستگیهای مادی و توجه به معنای عمیق زندگی سخن میگوید و به شنوندگان دعوت میکند تا به این حقیقت توجه کنند.
هوش مصنوعی: کسانی که در مسیر حقیقت قدم میزنند، فقط خدا را درمیابند و جز او هیچ چیز دیگری نمیطلبند.
هوش مصنوعی: عاشق زیبایی و چهرهی آن معشوق هستند، آنها به شدت به جذابیت آن پری عشق میورزند.
هوش مصنوعی: چهره او را با دیده مشاهده کردند و نقش غیر او را از دل پاک کردند.
هوش مصنوعی: هرچه از راز او بگویند، به گوش خودش میرسد و همه سخنها به او بازمیگردد.
هوش مصنوعی: همه در طول روز و شب بیقرار و بیوقفه به دنبال دلخواه و محبت خود هستند.
هوش مصنوعی: اگرچه انسانها به صورت ظاهر مشابه یکدیگر خلق شدهاند، اما در عمق وجود، هر کس ماهیت و ویژگیهای خاص خودش را دارد که به او تعلق دارد و از آن خداوند است.
هوش مصنوعی: وقتی که لباس فنا و زوال را میپوشند، دیگر به لباسهای کهنه و نو اهمیت نمیدهند.
هوش مصنوعی: قطب یک نقطه مشخص و دور تا دور دایره، محیط آن را تشکیل میدهند. مانند پرگاری که در مرکز خود قرار دارد و به دور خودش میچرخد.
هوش مصنوعی: ای اسیر، با دقت و یقین نگاه کن که همه اینها فقط تصویر اوست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن کسانی که دشمن اویند
بیهده چیزکی نمی گویند
رهروانی که وصل اوجویند
معتکف جمله بر در اویند
ماهرویان از آن زمین خیزند
سرو قدان در آن چمن رویند
باد فردوس از آن هوا یابند
گل جنت از آن زمین بویند
نقش فرودسیان و حوران را
[...]
عاشقان ره به عشق میپویند
درس تنزیل عشق میگویند
ناکسان را فراستیست عظیم
گرچه تاریک طبع و بدخویند
چون دو کس مشورت برند به هم
گویند این عیب من همی گویند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.