گرم صدبار میرانی مدامت مدحگو باشم
اگر خون مرا ریزی که بازت خاک کو باشم
به خون آلودهٔ تیغ ویم همدم مده غسلم
بدین تقریب شاید روز محشر سرخرو باشم
به ملک عشق گر من بیسر و پایم مکن عیبم
که در میدان عشقت بهر چوگان تو گو باشم
تن ار چون رشته سازم عشق آن یوسف کنم زیبد
ولی چون زال غزال از خریداران او باشم
هوای آن بود بر سر که گیرم گلرخی در بر
به روی سبزهٔ ساغر زنم بر طرف جو باشم
بر آنم تا شود چنگم همآواز و نیم دمساز
به میخانه نهم پا دست در دست سبو باشم
ز شوق قد او شد اشک طوبی جویبار خلد
همین تنها نه من عمریست کاندر آرزو باشم
مرا راندن ز باغ ای باغبان ز انصاف بیرون است
که من از گلشن تو بلبلی قانع به بو باشم
کند گه جای مسجد گه کلیسا گه کنشت اسرار
سخن کوته به هر صورت ترا در جستجو باشم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و زیبایی معشوق اشاره میکند و از رفتارهای معشوق با خود شکایت دارد. او اعلام میکند که حتی اگر معشوق او را براند، باز هم در عشق او وفادار خواهد ماند و در میدان عشق برای او مطیع و آماده است. شاعر درگیر اندیشههای عاشقانه خود است و از شوق دیدن معشوق به تصویرهایی از زیبایی و سرزندگی میپردازد. او به تلاطم درونی خود در مواجهه با عشق اشاره میکند و نشان میدهد که هر جا که معشوق باشد، او نیز حاضر است، حتی اگر در آن مکان ناپیدا باشد. به طور کلی، این غزل حال و هوای عاشقانه و بیتابی شاعر را در برابر معشوق به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: اگر هر بار مرا دور کنی و آزار برسانی، من همواره در ستایش تو خواهم بود. حتی اگر خونم را بریزی، باز هم به خاطر تو در خاکت میمانم.
هوش مصنوعی: به خاطر خون و دردی که از سر تیغ من بهدست آمده، به من همدلی نکن. با این وضعیت، ممکن است که در روز قیامت بتوانم با سرافرازی و پاکی حاضر شوم.
هوش مصنوعی: اگر در عشق به من توجهی نمیکنی و من در این راه بیسر و پا هستم، اشکالی ندارد که در میدان عشق تو، برای تو مانند چوگان باشم.
هوش مصنوعی: بدن را مانند یک رشته میسازم و عشق به آن یوسف را میدهم تا به او زیبا بپوشاند، اما مانند زال، که خود غزال است، از خریداران او خواهم بود.
هوش مصنوعی: میخواهم در هوای خوشی و زیبایی، معشوقی را در آغوش بگیرم و روی سبزه، شرابی بنوشم و از لذتهای زندگی بهرهمند شوم.
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم که سازم با صدای آهنگ و نیمه همنوا شوم. به میخانه میروم و پا در دست سبویی خواهم داشت.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و زیبایی قد او، چشمانم به اندازهای اشک میریزند که شبیه جریان آب در بهشت است. این تنها حال من نیست؛ بلکه از مدتها پیش در آرزوی او به سر میبرم.
هوش مصنوعی: ای باغبان، بیرون راندن من از باغ بدون انصاف است، زیرا من به عنوان یک بلبل از گلشن تو، تنها به بوی خوش راضی نیستم.
هوش مصنوعی: گاهی به جای مسجد، گاهی به جای کلیسا یا معبد میروم و در هر حالتی به جستجوی اسراری هستم که به تو مربوط میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.