فلک گشته سرگشتهٔ کوی او
بود روی عالم همه سوی او
همی می رسد بر مشام دلم
ز گل خاصه از اهل دل بوی او
مه و مهر بین بر کمیت فلک
شب و روز اندر تکاپوی او
نه آغاز پیدا نه انجام و هست
تمامی یکی پرتو روی او
شمیم جنان چیست با نگهتش
کجا طوبی و قد دلجوی او
تو و کوثر و سبحهای پارسا
من و جام و زنّار گیسوی او
بدین ضعف کردیم آهنگ عشق
دل و خسته و زور بازوی او
رخم زرد و مویم سفید اشک سرخ
سیه روز و سودائی از موی او
ز اسرار گر سر برد نیست باک
دو گیسوش چوگان سرم گوی او



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و زیبایی معشوق میپردازد که با تمام هستی و جهانی که در آن زندگی میکند، در ارتباط است. او از جذابیتهای عاطفی و معنوی معشوق صحبت میکند و به تأثیر عمیق او بر دلها و روحها اشاره دارد. شاعر احساس ضعف و خستگی را در مسیر عشق بیان میکند و از پیچیدگیهای روابط عاشقانه میگوید. در برداشت کلی، شعر به تمایلات عاشقانه و زیباییهای معشوق پرداخته و جلوهای از عشق ناب را ترسیم میکند.
هوش مصنوعی: آسمان و فلک، در پی جستجوی او هستند و تمام وجود دنیا به سمت او قرار دارد.
هوش مصنوعی: بوی خوشی از جانب دلها و از گلهای خاص به مشامم میرسد، بویی که وجود او را یادآوری میکند.
هوش مصنوعی: ماه و خورشید در جستجوی یکدیگرند و فلک در حال چرخش شب و روز است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وجود او نه آغاز مشخصی دارد و نه انتهایی، و همه چیز به نوعی تحت تأثیر نور و جلال اوست. به عبارت دیگر، او بینهایت و جاودانه است و همه چیز را در بر میگیرد.
هوش مصنوعی: نسیم بهشتی چیست و کجاست آن درخت طوبی که با نگاه دلربای او در ارتباط است؟
هوش مصنوعی: تو و بهشت و عبادتگزاران پارسا، من و جام شراب و زنجیری که به موی او آویزان است.
هوش مصنوعی: به خاطر این کمتابی و ناتوانی، عشق را در دلمان بیدار کردیم، در حالی که قلبمان خسته و قدرت او را در بازوهایش احساس میکنیم.
هوش مصنوعی: چهرهام زرد و موهایم سفید شده، اشکهای سرخ بر چهرهام میریزد. در روزگار سیاه و تلخی به سر میبرم و دلم به خاطر او پریشان است.
هوش مصنوعی: اگر از رازها پرده بردارند، نگران نیستم؛ چون دو گیسوی او همچون چوبی است که سر من را در بازی میزند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نخواهم بدن زنده بیروی او
جهانم نیرزد به یک موی او
دل شب شدادی ز گیسوی او
مه نو خیالی ز ابروی او
چه گویم من از خوبی روی او
که مه بود هندوی هندوی او
ندید از سواران کسی گوی او
چنان چون ندیدند کس روی او
سرانجام کاید اجل سوی او
وبال تن او شود موی او
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.