فتادهایم ز غم روزگار درگرداب
بیار ساقی گلچهره کشتی می ناب
شراب ناب بیاب و بتاب روز جهان
که هست نزد خردمند این جهان چو سراب
اگرنه کار فلک کجروی است داده چرا
بدیده هر شبه بیدار وی به بختم خواب
بجز طراوت رویت ندیدهام در گل
بجز حدیث تو نشنیدهام ز چنگ و رباب
ز بیم غیر بسویش نمیتوان نگریست
ز دیده اشک فشانم که بینمش در آب
نه عیب او است رقیبش ببین که در قرآن
قرین آیهٔ رحمت بود و عید عذاب
بیا بگو که جز اسرار زان لب میگون
که از مشاهده باده بوده مست و خراب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غم و اندوه روزگار شکایت میکند و خود را در گرداب مشکلات حس میکند. او از ساقی میخواهد تا شراب ناب بیاورد تا به نشاط و شادی بازگردد. بر این باور است که دنیا برای خردمندان همچون سرابی است و تنها زیبایی چهره محبوبش را در این دنیای فانی میتواند ببیند. شاعر با اشکهایی که از شوریدگی به چشم میآید، به عشق خود میاندیشد و بر این عقیده است که هیچ نقصی در محبوب نیست، بلکه شرایط و سختیهای زندگی هستند که مانع از رسیدن به او میشوند. او از رازهایی که از لب محبوبش میبینید سخن میگوید و از حالت مستی ناشی از دیدن او و باده میگوید.
هوش مصنوعی: از درد و رنج روزگار به شدت غمگین شدهام، ای ساقی زیبارو، کشتی می ناب را به من بده تا در این گرداب غم غرق نشوم.
هوش مصنوعی: شراب خالص را پیدا کرده و به شادمانی بگذران روزهای زندگیات را، زیرا برای انسانهای دانا این دنیا مانند سراب است و حقیقتی در آن نیست.
هوش مصنوعی: اگر کارهای آسمان در مسیر نادرستی قرار دارد، پس چرا هر شب که بیدارم، خواب به چشمانم مینشیند؟
هوش مصنوعی: من جز زیبایی چهرهات در هیچ گلی چیزی نمیبینم و جز داستان تو از ساز و آواز دیگری نشنیدهام.
هوش مصنوعی: از ترس و نگرانی درباره دیگران نمیتوانم به او نگاه کنم. از چشمانم اشک میریزم چون او را در آب میبینم.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ممکن است رقیب شخص با مشکل و عیب مواجه باشد، اما در واقع باید توجه کرد که در قرآن آیات رحمت و عذاب به نوعی کنار هم آمدهاند. این میتواند نشاندهنده این باشد که در زندگی، همواره جنبههای مثبت و منفی وجود دارد و قضاوت درباره انسانها باید با دقت و در نظر گرفتن این جوانب انجام شود.
هوش مصنوعی: بیا بگو که هیچ چیز جز رازهای آن لب شیرین وجود ندارد که به خاطر دیدن شراب، مست و خراب شدهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو سیر گشت سر نرگس غنوده ز خواب
گل کبود فرو خفت زیر پرده آب
چو سرخ گل بسر اندر کشید سبز ردا
نمود باغ بدان شمعهای خویش اعجاب
ز لاله باغ پر از شمع بر فروخته بود
[...]
بفرخی و سعادت بخواه جام شراب
که باز باغ برید از پرند سبز ثیاب
ز رنگ میغ و ز برگ شکوفه پنداری
زمین حواصل پوشید و آسمان سنجاب
بشاخ سوسن نازک قریب شد قمری
[...]
شده است بلبل داود و شاخ گل محراب
فکنده فاخته بر رود و ساخته مضراب؟
یکی سرود سراینده از ستاک سمن
یکی زبور روایت کننده از محراب
نگر که پردر گردید آبگیر بدانکه
[...]
گهی چو مرد پریسای گونه گونه صور
همی نماید زیر نگینه لبلاب
مرا ازین تن رنجور و دیده بی خواب
جهان چو پر غرابست و دل چو پر ذباب
ز بهر تیرگی شب مرا رفیق چراغ
ز بهر روشنی دل مرا ندیم کتاب
رخم چو روی سطرلاب زرد و پوست بر او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.