ای تو همساز من وهم سوزم
وی رخت اختر شب افروزم
همه آیینه و تو جلوه گری
همه را از همه تو درنظری
همه گر فرد شعله می بودی
گوی وحدت زجمله بربودی
ز آنکه هرجا دوئی بود درشیء
متخلل بود در او جزوی
لیک جز او همه از اوفیء است
غیر او در میانه لاشیئی است
چشمت اسرار گر بود احول
دونماید ترایکی مشعل



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف زیبایی و جذبه معشوق میپردازد و او را همساز و همسوز خود میداند. معشوق همچون ستارهای در شب میدرخشد و جلوهگری او همه چیز را تحتتأثیر قرار میدهد. شاعر تأکید میکند که هر چیزی در دنیای مادی، جزئی از یک حقیقت واحد است و هیچ چیز دیگری معنی ندارد. در نهایت، با اشاره به چشم معشوق که اسرار را افشا میکند، بیان میکند که زیبایی و گرما تنها در وجود او به کمال میرسند.
هوش مصنوعی: ای کسی که همگام و همدل من هستی و همواره آتش عشق مرا شعلهور میسازی، تو مانند ستارهای هستی که شب را روشن میکنی.
هوش مصنوعی: همه در انسان به نوعی بازتاب دیده میشوند و تو تنها جلوهای از همه هستی. در واقع، همه چیز در نظر تو به یک شکل جلوه میکند.
هوش مصنوعی: اگر هر کس همچون شعلهای از آتش میبود، در آن صورت همهٔ افراد میتوانستند از اتحاد و یکدلی بهرهمند شوند و هیچ چیزی نمیتوانست این اتحاد را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر در جایی دو نوع وجود داشته باشد، در آن چیز یک جزء خاصی هم وجود دارد. به عبارتی دیگر، هرجا که دوگانگی و تفاوتی وجود دارد، بخشی از آن موضوع نیز به طور جداگانه میتواند قابل توجه باشد.
هوش مصنوعی: اما غیر از او همه چیز از اوست، و جز او در میان، هیچ چیز نیست.
هوش مصنوعی: اگر چشمانت رازهایی دارد، میتواند در تاریکی مانند چراغی روشنکننده باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.