امشب دارم بجان ز تن سوز دگر
و امروز بدل ناوک دلدوز دگر
ای وای اگر بمن ز هجران گذرد
چون امشب و امروز، شب و روز دگر!
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
امشب دارم بجان ز تن سوز دگر
و امروز بدل ناوک دلدوز دگر
ای وای اگر بمن ز هجران گذرد
چون امشب و امروز، شب و روز دگر!



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد جدایی و احساس سوزش دل صحبت میکند. او به شدت تحت تاثیر هجران است و نگران است که این درد شبهایی را دوباره تجربه کند که شبیه به امشب و روز امروز خواهد بود. احساس بیتابی و ناامیدی او در ارتباط با عشق و جدایی به وضوح نمایان است.
هوش مصنوعی: امشب احساس میکنم که جانم در آتش سوزان دیگری میسوزد و امروز نیز به خاطر عشق و زیبایی دیگری دلم به تپش افتاده است.
هوش مصنوعی: اگر به من از جدایی بگذرد، مثل امشب و امروز، شب و روز دیگری را تحمل نخواهم کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر روز ترا یک بدآموز دگر
هر لحظه ز تو در دل من سوز دگر
گفتی که برو ز شهر اگر درد اینست
من خود ز جهان روم دو سه روز دگر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.