دوش در گردن شب عقد ثریا دیدم
نوعروسان فلک را به تماشا دیدم
رانده بودم همه شب گرد زوایای فلک
ماه را در فلک عقد ثریا دیدم
بود آوردۀ غواص شب از قلزم غیب
هر جواهر که درین قبۀ مینا دیدم
نیک فرخنده مهی بود ز شاخ طوبی
هر شکوفه که درین قبۀ خضرا دیدم
تیز پایان تخیل ، که سبک می رفتند
همه را در حرس عالم بالا دیدم
حیدر رزم فلک را ، که نسب مریخست
عاشق شیفتۀ زهرۀ زهرا دیدم
سیل اشکم که چو زد موج ز گردون بگذشت
چشمه ای بود که پر آب مصفا دیدم
تا کند بر سر خورشید سحر گاه نثار
دامن چرخ پر از لؤ لؤ لالا دیدم
این غزل زهره ادا کرد مگر خرم بود
که شفق در رقمش مصفی صهبا دیدم ؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در شب، زیباییهای آسمانی و فلکی را مشاهده میکند و به تماشای عروسیِ ثریا و ماه میپردازد. او از کشف جواهرات پنهان در آسمانهای شب و گلهای شگفتانگیز در باغهای بهشتی سخن میگوید. شاعر احساساتی عمیق و عشق به زهره و عظمت کیهان را تجربه میکند و در نهایت از زیباترین مناظر آسمانی و سرور در دل شب شعر میسراید. اشکهای او نیز یادآور لحظات عاطفی و ذهنی پر از زیبایی و روشنایی است که به تماشای این زیباییها مینشینند.
هوش مصنوعی: دیشب در تاریکی شب، ستارهٔ ثریا را مثل یک عروسی زیبا مشاهده کردم و دیدم که دختران آسمان برای تماشا آمدهاند.
هوش مصنوعی: در طول شب، به تمامی زوایای آسمان نگاه میکردم و در آنجا، ماه را در محاصره ستارهها و در نزدیکی ستاره ثریا مشاهده کردم.
هوش مصنوعی: غواص شب از اعماق دنیای نامرئی، هر گوهری که در این گنبد شفاف دیدم، به دست آوردهاست.
هوش مصنوعی: درخت طوبی دارای شکوفههای زیبا و خوشبو است که در این باغ سبز و پرطراوت جلوهگری میکنند و نماد خوبی و خوشبختی هستند.
هوش مصنوعی: در انتهای تخیل، کسانی که به سادگی و با راحتی حرکت میکردند، همه را در عرصهی بالای دنیا و آسمانی مشاهده کردم.
هوش مصنوعی: در آسمان، حیدر (علی) به نبردی با ستارهها رفته است و من عاشق و شیفته زهره (سیاره) را دیدم که نسبش به مریخ (مرد جنگی) میرسد.
هوش مصنوعی: وقتی اشکهایم مثل سیل جاری شد و از سختیهای دنیا گذشت، در آن لحظه چشمهای را دیدم که آب زلال و شفافی داشت.
هوش مصنوعی: در صبح زود، به تماشای آسمان نشستهام که دامن روزگار را پر از گوهرهای درخشان میبینم.
هوش مصنوعی: این غزل به زیبایی و دلنوازی اجرا شد، انگار که درخشش صبحگاه به زودیاکش تابیده باشد و من در آن رنگی از لطافت و روشنی را مشاهده کردم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
باز بر طرف مه از غالیه طغرا دیدم
زبرصفحۀ جان خط معما دیدم
تا بر اطراف سمن گشت محقق خط او
بندۀ عارض او روح معلا دیدم
دل من خستۀ خرماست ، که در اول کار
[...]
چون سر زلف تو برعارض زیبا دیدم
روز نوروز و شب قدر به یکجا دیدم
در بهشت رخ تو بر طرف آب حیات
جان صاحبنظران را به تماشا دیدم
مه به روی تو چه ماند که به جای کلفش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.