ای به زمین بر، بزرگ سایهٔ یزدان
ای ملک عادل ، ای مبارک سلطان
آنچه تو کردی ز پادشاهی و مردی
پور سیاوش نکرد و رستم دستان
روی تو نادیده، هر که نام تو بشنید
جان بدهد بر هوای نام تو آسان
منزل تو گه به شام و گاه به بغداد
لشکر تو گه به روم و گه به سپاهان
سایۀ چتر تو از سعادت کلی
گونۀ رخسار تو ز فرۀ یزدان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قصیده به ستایش سلطان میپردازد و او را به عنوان یک پادشاه عادل و فرزانه توصیف میکند. او ویژگیهای برجستهای چون شجاعت و مردمیگری سلطان را به یاد میآورد و نقش او را در تاریخ بزرگ میشمارد. همچنین، شاعر به عشق و ارادت مردم به نام سلطان اشاره دارد و تصاویری از بزرگی و شکوه سلطنت او در نقاط مختلف دنیا، از جمله شام، بغداد، روم و سپاهان، ترسیم میکند. در نهایت، سایهٔ پر برکت سلطان به عنوان نمادی از سعادت و خوشبختی دیده میشود.
هوش مصنوعی: ای زمین، بزرگ سایه خداوند هستی، ای پادشاه عادل و خوشبخت.
هوش مصنوعی: کارهایی که تو انجام دادی، نه تنها از پادشاهی و جوانمردی نشأت میگیرد، بلکه در مقایسه با کارهای پور سیاوش و رستم دستان قابل ذکر نیست.
هوش مصنوعی: وقتی که کسی نام تو را میشنود، حتی اگر تو را از نزدیک نشناسد، به قدری تحت تأثیر قرار میگیرد که حاضر است جانش را فدای عشق و یاد تو کند.
هوش مصنوعی: در اینجا به بیان حالاتی از سفر و مکانهای مختلف اشاره شده است. شخصیت یا فردی گاهی در منزل خود در شام و گاهی در بغداد به سر میبرد. همچنین، او درباره سفر کردن و رفتن به جاهای دیگر مانند سپاهان یا لشکرگاه صحبت میکند. این به نوعی نشاندهنده تنوع تجربیات و جا به جاییهای اوست.
هوش مصنوعی: سایه چتر تو نماد خوشبختی است و چهرهات نشاندهندهی نور و زیبایی الهی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مادر می را بکرد باید قربان
بچهٔ او را گرفت و کرد به زندان
بچهٔ او را ازو گرفت ندانی
تاش نکوبی نخست و زو نکشی جان
جز که نباشد حلال دور بکردن
[...]
شاه چو بر کند دل ز بزم و گلستان
آسان آرد بچنگ مملکت آسان
وحشی چیزی است ملک و این زان دانم
کو نشود هیچگونه بسته بانسان
بندش عدل است و چون بعدل ببندیش
[...]
آنگه رزبانش را بخواند دهقان
دو پسر خویش را، دو پسر رزبان
هر یک داسی بیاورند یتیمان
برده به آتش درون و کرده به سوهان
تهنیت عید را چو سرو خرامان
از در خرپشته اندر آمد جانان
بو یا زلفش به بوی عنبر سارا
رنگین رویش به رنگ لاله نعمان
کرده به شانه دو تاه سیصد حلقه
[...]
ملک مانند گوی بود بمیدان
آمده از هر گروه در خم چوگان
شاه بچوگان کوی ملک ربودن
کوی ز یال یلان ربود بمیدان
گوی ربایان بدشت معرکه دادند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.