آن کس که ز بهر او مرا غم نیکوست
با دشمن من همی زید در یک پوست
گر دشمن بنده را همی دارد دوست
بدبختی بنده دان، نه بد عهدی دوست
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
آن کس که ز بهر او مرا غم نیکوست
با دشمن من همی زید در یک پوست
گر دشمن بنده را همی دارد دوست
بدبختی بنده دان، نه بد عهدی دوست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی، دربارهی عشق و دوستی سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که برای معشوق، تحمل غم و رنج برای او شایسته است، حتی اگر این رنج از سوی دشمن باشد. در واقع، چنانچه دشمن معشوق نیز به دوست تبدیل شود، نشانهی بدبختی بنده است و نه بیوفایی دوست. این شعر نشاندهندهی پیچیدگیهای احساسات و روابط انسانی است.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر او غم برایم ارزشمند است، با دشمن من نیز در یک مسیر قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر دشمن به من محبت کند، دلیل بر بدبختی من است و نه نشانه بیوفایی دوست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بشکفته گلیست بر رخِ فرخِ دوست
نی نی گل نیست، آن رخِ فرخِ اوست
همچون گل سرخ پوستِ آن برگ نکوست
هرگز دیدی که سرخ گل دارد پوست؟!
ایزد که جهان به قبضهٔ قدرت اوست
دادهست ترا دو چیز کآن هر دو نکوست
هم سیرت آنکه دوست داری کس را
هم صورت آنکه کس ترا دارد دوست
گر درد دهد به ما و گر راحت دوست
ا ز دوست هر آن چیز که آید نیکوست
ما را نبود نظر به خوبی و بدی
مقصود رضای او و خشنودی اوست
مر کلک ترا سخاوت، ای خسرو، خوست
شمشیر تو بر شیر بدارند پوست
کلک تو و شمشیر تو زان زشت و نکوست
کین دوزخ دشمنست و آن جنت دوست
تا کی باشم صبور در محنت دوست
کآرام دل و جان من از دیدن اوست
گر زین دوستی تو را بدرّاند پوست
از دوست همیشه دور بودن نه نکوست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.