علم است برهنه شاخ و تحصیل، بر است
تن، خانهٔ عنکبوت و دل، بال و پر است
زهر است دهان علم و دستت شکر است
هر پشه که او چشید، او شیر نر است
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
علم است برهنه شاخ و تحصیل، بر است
تن، خانهٔ عنکبوت و دل، بال و پر است
زهر است دهان علم و دستت شکر است
هر پشه که او چشید، او شیر نر است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این رباعی، شاعر به تضاد میان علم و تجربه اشاره میکند. علم، بدون عمل و تجربه، مانند شاخی برهنه و بیخاصیت است. او میگوید که گرچه علم میتواند به ظاهر شیرین به نظر برسد، اما در واقع، اگر بدون عمل باشد، به زهر میماند. در نهایت، شاعر این نکته را بیان میکند که تنها درک و احساس واقعی از علم، ارزش واقعی آن را نمایان میکند.
برای فهمیدن بهتر منظور شیخ از این ابیات لازم است به نان و حلوا بخش چهار (قَدْ صَرَفْتَ الْعُمرَ فی قیلٍ وَ قال) مراجعه کنیم. در آنجا شیخ به صراحت نظر خود دربارهٔ علم رسمی و مدرسه ای بیان کرده است و در جایی می فرماید:نیست علمی غیر علم عاشقی *** مابقی تلبیس ابلیس شقی. در واقع این ابیات می گوید که علم بدون دانایی مانند شاخی خشک که باید با دانایی به بر بنشیند. شاید در این ارتباط شیخ عزیز نظر به قصیدهٔ معروف حکیم بزرگوار سنایی داشته. آنجا که فرمود: چو علمت هست خدمت کن چو دانایان که زشت آید*** گرفته چینیان احرام و مکی خفته در بطحا. در اینجا حکیم سنایی به روشنی بین عالم و دانا فرق می گذارد. شیخ هم آنجا که فرمود: زهر است دهان علم و دستت شکر است. طعنه به عالمان بی عمل می زند که فقط علم را می گویند و به عمل در نمی آوردند. پس بهره آنها از علم همانا خودستایی و فخر فروشی است، که زهر جان و آفت دل است. ولی انکه به علم عمل کند و به قول جناب سنایی خدمت نماید همان علم شکری شود که هر کس بخورد قوی گردد. در حالیکه پشه با چشیدن زهر هلاک شود.
هوش مصنوعی: دانش مانند زهر میباشد، در حالیکه عمل و هنر تو مانند شکر است. هرکس که از این دانش بهرهمند شود، به قوت و قدرتی همچون شیر نر دست پیدا میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شنگرف چکانیده تو را بر شکر است
مشکین زلفت شکسته گِردِ قمر است
حورات مگر مادر و غلمان پدر است
کاین صورت تو ز آدمی خوبتر است
گر طالب راه حق شوی ره پیداست
او راست بود با تو، تو گر باشی راست
وآنگه که به اخلاص و درون صافی
او را باشی بدان که او نیز تو راست
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچارهتر است
زاول به منت میل بد آن میل کجاست؟
و امروز ملول گشتی از بهر چراست؟
خر سر سر تو سزای زخم تبر است
وز روی قیاس کرد گوئی دگر است
لیکن بمیان هر دو فرق اینقدر است
کاینجا ملحد بزیر و آنجا زبر است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.