دل من، شرح غم یار مکن گو نکنم
آتش عشق پدیدار مکن گو نکنم
بره انده و تیمار مرو، وین تن من
بستهٔ انده و تیمار مکن گو نکنم
گر مرا خسته وبیمار نخواهی کردن
شرح آن نرگس بیمار مکن گو نکنم
پندی از من بشنو ای دل، تا بتوانی
قصدآن ترک ستمکار مکن گونکنم
خوار دارد همه دلها را آن ترک پسر
خوبش را چوندکران خوارمکن گو نکنم
مست آن نرگس مخمور نشو گو نشوم
خانه درکوچه خمار مکن گو نکنم
گرتو دانی کههمه وعدهٔدلدار خطاست
تکیه بر وعده دلدار مکن گو نکنم
خوبرویان خراسان به جفاکارکنند
یاد ازین قوم جفاکار مکن گو نکنم
طرهٔ خوبان، طرار و بلاانگیز است
خواهش طرهٔ طرار مکن گو نکنم
ور به پنهانی بربست تو را زلف نگار
قصهٔ بستگی اظهار مکن گو نکنم
ز نکورویان هرچندکنی شکوه بکن
لیک از صدر نکوکار مکن گو نکنم
اعتبارالملک آن کو به عیارکرمش
جز که دریا را معیار مکن گو نکنم
هرکه را روی ز دیدارش فرخنده نگشت
تا ابد رویش دیدار مکن گو نکنم
گرش از مهر نظر افتد بر اهریمن
وصف او جز بت فرخار مکن گو نکنم
وگرش افتد از قهر نظر سوی پری
نظر اندر وی، زنهار مکن گو نکنم
هرکجا بینی آن صدر بزرگ آئین را
بهر غله چو من اصرار مکن گو نکنم
سخن از هردر با خواجه چو بنیادکنی
به جز از درهم و دینار مکن گو نکنم
شعر من در یتیمی است، براین در یتیم
ز صفا بنگر و انکار مکن گو نکنم
تا جهان باشد بنشین ز بر مسند جاه
روز و شب جز بهطرب کار مکن گو نکنم
گفتم این شعر بر آئین ادیبی که سرود
تنم از رنج، گرانبار مکن گو نکنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دلخوشیها و آلام عشق سخن میگوید و به باری که عشق بر دوش او نهاده اشاره میکند. او از یار خود میخواهد تا او را بیشتر از این دچار غم نکند و به عذابی که از جدایی و ستم یار میکشد، دامن نزنند. شاعر نگران وعدههای دلدار است و اشاره میکند که این وعدهها همواره با درد و ناامیدی همراه هستند. او تأکید دارد که باید از محبتهای کاذب و وعدههای توخالی دوری جست و به حقیقتها بپردازد. در پایان، او به تأمل در طبیعت شعر و قدرت آن در بیان احساسات و رنجها اشاره میکند و خواستار تسکین از بار غمهایش است.
هوش مصنوعی: قلب من، از درد و غم یار حرف نزن، زیرا نمیخواهم شعله عشق را آشکار کنم، پس لطفاً چنین نکن.
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که خودت را در غم و ناراحتی غرق نکنی، زیرا بدن من در جایی اسیر اندوه و درد است و نمیخواهم با غصههای تو درگیر شوم.
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی مرا خسته و بیمار کنی، پس از حال آن نرگس بیمار صحبت نکن. من نمیخواهم در موردش چیزی بشنوم.
هوش مصنوعی: ای دل، به من گوش کن و از من پند بگیر، که باید از قصد کردن به آن شخص ستمگر خودداری کنی.
هوش مصنوعی: او دلهای همه را نادیده میگیرد، بهخصوص دل آن پسر ترک که بسیار خوب است. نمیخواهم که او را بیاحترامی کنم.
هوش مصنوعی: در حالت مستی از زیبایی آن گل نرگس به حالت سرمستی درآمدهام. بگو که در کوچه به خانهام نیا و مرا خمار نکن، چون قول میدهم که نخواهم آمد.
هوش مصنوعی: اگر میدانی که همه وعدههای معشوق نادرست و بیاعتبارند، پس بر وعدههای او تکیه نکن و به آنها اعتماد نداشته باش.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که زیبارویان خراسان اگر هم بیرحمی کنند، بهتر است به یاد بدیهای این قوم نباشیم و از یادآوری آنها خودداری کنیم. به گونهای دعوت به فراموشی و رهایی از کینههاست.
هوش مصنوعی: ظاهراً زیبایی و جذابیت موی خوبان باعث دردسر و مشکلات میشود، پس بهتر است به خواستههای خود درباره آن موی زیبا توجهی نکنید و هیچ درخواستی نداشته باشید.
هوش مصنوعی: اگر زلف زیبای معشوق تو را به ظاهر به دام انداخته، این موضوع را فاش نکن و بگو که من چیزی نگفتهام.
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که بخواهی از زیبایان شکایت کنی، اما از نیکوکار بزرگ نباید شکایت کنی؛ بهتر است که چنین چیزی را هرگز نگویی.
هوش مصنوعی: به آن کسی که ارزش پادشاهی او تنها به کرم و بخششاش شناخته میشود، نمیتوان فقط به اندازهگیری دریا اکتفا کرد. من چنین چیزی را قبول ندارم.
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر دیدن چهرهاش خوشحال نشده باشد، تا ابد دیگر او را ملاقات نکن، پس من هم نمیکنم.
هوش مصنوعی: اگر عشق و محبت به اهریمن نظر بیندازد، تو تنها او را مانند بت زیبا توصیف نکن و نگو که نمیتوانم.
هوش مصنوعی: اگر از شدت خشم، نگاهی به دختری زیبا بیندازد، به خود بگو که مبادا کار ناپسندی انجام دهد و از این کار پرهیز کند.
هوش مصنوعی: هرجا که آن شخص برجسته و محترم را ببینی که در جستجوی غله و محصول است، برای به دست آوردن آن، مثل من پافشاری نکن و از تلاش بیهوده دست بردار.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی درباره هر چیزی با مَردی با تجربه صحبت کنی، فقط درباره پول و ثروت صحبت نکن، زیرا من نمیخواهم در این زمینه گفتگو کنم.
هوش مصنوعی: شعر من در تنهایی و بیکسی است؛ بر این حال یتیمانهام نگاه کن و آن را انکار نکن، زیرا نمیتوانم غیر از این بگویم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا پابرجاست، در جایگاه خود بنشین و شب و روز فقط به خوشی و لذت بپرداز، بگذار هرچه میخواهی بگویی، من دیگر نمیخواهم این کار را انجام دهم.
هوش مصنوعی: به یکی از ادیبان گفتم که این شعر را سرودهام، اما از اینکه یادآور درد و رنج من باشد، بپرهیز.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.