صبا ز طرهٔ جانان من چه میخواهی
ز روزگار پریشان من چه میخواهی؟
دلم ببردی و گویی که جان بیار ای دوست
به حیرتم که تو از جان من چه میخواهی؟
دوباره آمدی ای سیل غم، نمیدانم
دگر ز کلبهٔ ویران من چه میخواهی؟
جز آشیانه بلبل گلی به شاخ نماند
صبا دگر ز گلستان من چه میخواهی؟
کمال یافت نهالت ز آب چشم «بهار»
جز اینقدر، گل خندان من چه میخواهی؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درد و غم عاشقانه خود میپردازد و از صبا میپرسد که از حال پریشان و ویرانی او چه میخواهد. او به وضوح بیان میکند که دلش را گرفته و زندگیاش را ویران کردهاند و از صبا میخواهد که درک کند چقدر برای او سخت است. شاعر به طعنه میگوید که جز گل و آواز بلبل چیزی در زندگیاش باقی نمانده و از صبا میخواهد که دست از سر گلستان او بردارد و رنجش را درک کند. در نهایت، او به بیپایانی غم و دوری از محبوب اشاره میکند و از آنچه در چشمانش و در دلش زنده است، شگفتزده است.
هوش مصنوعی: ای نسیم، از گیسوی محبوبم چه میخواهی؟ از روزگار آشفتهام چه درخواستی داری؟
هوش مصنوعی: دل مرا از من بردی و گویی که جانم را نیز طلب میکنی. ای دوست، نمیدانم تو از جان من چه هدفی داری؟
هوش مصنوعی: دوباره به سراغ من آمدی ای سیل غم، نمیدانم دیگر از کلبه خراب من چه چیزی طلب میکنی؟
هوش مصنوعی: جز آشیانه بلبل، دیگر چیزی درخت نمانده، ای صبا! از باغ و گلستان من چه خواستهای؟
هوش مصنوعی: بهار جان، جز این که گل من از شوق نمیتواند جز به خنده باشد و با عشق تو، رشد و شکوفاییاش را مدیون اشکهای شوق من است، چه آرزویی داری؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.