نسیم صبحدم ازکوهپایه باز آمد
درخت سرو ز شادی به اهتزاز آمد
بیاکه طرهٔ سنبل زشوق گشت پریش
بیا که دیدهٔ نرگس به راه باز آمد
به یاد حضرت زردشت جام باده بنومن
که جشن حضرت جمشید جم فراز آمد
تو ناز می کن و دل میشکاف و رخ میتاب
که پیش ناز توام نوبت نیاز آمد
ببین که از در فرغانه میوزد امروز
همان نسیم که دوش از ره حجاز آمد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر، فرا رسیدن صبح و شادابی طبیعت را به تصویر میکشد. نسیم صبحگاهی از کوهپایهها میوزد و درخت سرو به خاطر شادی به اهتزاز درمیآید. شاعر از معشوق میخواهد که به عشق و زیباییاش ادامه دهد و لحظات دلپذیری را رقم بزند. همچنین، اشاره به جشنها و نمادهایی از فرهنگ و تاریخ ایران، مانند زرتشت و جمشید، حال و هوای شادی را بیشتر میکند. نسیم نیز یادآور شب گذشته و بهار و زیباییهای طبیعت است.
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی از دامنه کوه برگشت و درخت سرو به خاطر شادی شروع به جنب و جوش کرد.
هوش مصنوعی: بیایید تا با زیبایی طره موهای سنبل، دل شاد شویم و نگاه نرگسها دوباره به راه بازگردد.
هوش مصنوعی: به یاد زردشت، بادهای را بنوشیم زیرا جشن بزرگ جمشید فرارسیده است.
هوش مصنوعی: تو با ناز و عشق خود دلها را میشکنی و بر زیباییات میافزایی، بهطوری که در برابر ناز و محبت تو، من دیگر نیازی ندارم.
هوش مصنوعی: امروز نسیمی از در فرغانه میوزد که شب گذشته از مسیر حجاز وزیده بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
غلام حلقه به گوش تو زار باز آمد
خوشی درو بنگر، کز ره دراز آمد
به لطف، کار دل مستمند خسته بساز
که خستگان را لطف تو در کار، ساز آمد
چه باشد ار بنوازی نیازمندی را؟
[...]
رسید مژده ی شادی که شاه باز آمد
خلاص یافت دل از غم که دلنواز آمد
نگارم ار چه بسی انتظار می فرمود
چو صد نگار کنونم ز در فراز آمد
مرا ز درد فراقش شکایتی می بود
[...]
سرشک شادی وصل ارچه جان گداز آمد
خوشم که دیگرم آبی بجوی باز آمد
بکعبه هر که ز بهر سجود شد ز درت
سری بسنگ زد آخر بعجز باز آمد
اگر چه عشق نخست از مجاز میخیزد
[...]
دلم بجا زتماشای دلنوازآمد
شکار وحشیی از دام جست وباز آمد
چرا یکی نشود ده نشاط من کان شوخ
به صد عتاب شد وباهزارناز آمد
اگر چه از نظر آن دلبر گران تمکین
[...]
به من نه نامه از آن شوخ دلنواز آمد
همای رفته ز بخت بلند باز آمد
فکنده سر به زمین قاصدم به سوی تو رفت
چو دید قامت سرو تو سرفراز آمد
بجز ترانهٔ ناقوس نغمه راست نکرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.