هرکه او نغمهٔ شوری بنواخت
ضرر و زحمت «شوری» نشناخت
کار اسلام خراب آن کس کرد
که پسازمرگ نبی شوری ساخت
قتل عثمان شد از آن روز درست
که عمر کار به شوری انداخت
هرکه در بازی خود شوری کرد
تجربت شدکه در آن بازی باخت
عجز را پرده کشید از تلبیس
گر بزی کاو علم شور افراخت
شور، تزویر ضعیف است، بلی
عزم در کورهٔ شوری بگداخت
هر مزور که بدی اندیشید
قصد بنهفت و سوی شوری تاخت
هرکه خواهدکه مراد خود را
بشنود از تو، به شوری پرداخت
مشورت قاعدهٔ تردید است
نرسد مرد مردد بنواخت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ عواقب منفی شور و مشورت در جامعه است. شاعر اشاره میکند که افرادی که نغمه شوری را مینوازند، از زحمت و آسیب آن بیخبرند و این مسئله منجر به بحرانهایی در تاریخ اسلام، مانند قتل عثمان و نقش عمر در شروع شوری شده است. او تأکید میکند که تجربه نشان داده کسی که در بازی خود شور و تنش میآفریند، متحمل ضرر خواهد شد. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که مشورت باید با احتیاط انجام شود و افرادی که تردید دارند، از آن دوری کنند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به اشتباه شادی و شور و شوق را فقط در لذت و خوشی ببیند، از مشکلات و دردسرهای ناشی از آن بیخبر است.
هوش مصنوعی: کسی که بعد از فوت پیامبر اسلام باعث ایجاد تفرقه و مشکلات در دین شد، به اسلام آسیب زیادی زد.
هوش مصنوعی: قتل عثمان به روزی انجام شد که عمر مسئله تعیین خلیفه را به مشورت گذاشت.
هوش مصنوعی: هر کس در کار خود هیجان و شوری ایجاد کند، تجربهاش نشان میدهد که در آن کار ممکن است شکست بخورد.
هوش مصنوعی: عجز و ناتوانی را به گونهای پنهان کرد که گویی دانش و قدرتی بزرگ دارد.
هوش مصنوعی: شور و هیجان از نیرنگ و فریب ضعیفتر است، البته اراده و تصمیم قوی میتواند در دل شور و شوق ذوب شود و به فعالیت و اقدام منجر گردد.
هوش مصنوعی: هر فرد فریبکار که به بدی فکر میکند، نقشهای پنهانی دارد و به سوی اختلال و شلوغی میرود.
هوش مصنوعی: هرکسی که میخواهد به خواستهاش برسد و از تو چیزهایی بگوید، باید با شور و اشتیاق به این کار بپردازد.
هوش مصنوعی: مشاوره و گفتگو برای رسیدن به تصمیمات درست و حذف تردید ضروری است و اگر کسی در تصمیمگیری دچار سردرگمی باشد، نمیتواند به خوبی مورد محبت و حمایت قرار گیرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
علم جاه به بطحا افراخت
مکه را سکه دولت نو ساخت
پس پی تخلیه در مبرز تاخت
کفش را در چه مبرز انداخت
گفت زالی که دلت را خون ساخت
رفت جایی که عرب نی انداخت!
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.