گفتم به دل چرا طربت شد بدل به غم
گفتا پس از صبوریم از دل طرب مخواه
گفتم چه خواهی از دل و جان بعد او بگوی
گفتا ز جان و دل، جز رنج و تعب مخواه
گفتم سبب چه شد که به غم مبتلا شدی
گفتا خدای داند از من سبب مخواه
گفتم که چرخ، قامت من چنبری نمود
گفتا ز چرخ غیر جفا و کرب مخواه
گفتم ز روزگار چه باید امید داشت
گفتا دگر ز شاخ صنوبر رطب مخواه
گفتم مگر به فضل و ادب آفتی رسید
گفتا دگر نشانه ز فضل و ادب مخواه
گفتم مگر نیارد روز و شبش نظیر
گفتا دگر نظیر وی از روز و شب مخواه
گفتم مگر خرد را خوشیده بوستان
گفتا ز بوستان خرد جز حطب مخواه
گفتم چگونه او ملک آمد به شاعران
گفتا به جز حقیقت از این لقب مخواه
گفتم مگر که مادح سلطان دین رضاست
گفتا بلی بغیر ویش منتسب مخواه
گفتم که دستگیر وی آیا به حشر کیست
گفتا جز از محمد و آل این طلب مخواه
گفتم که مصرعی پی تاریخ او بگوی
گفتا: «پساز صبوریم از دل طرب مخواه»



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این مرثیه به دل خود میگوید که چرا از خوشی به غم تبدیل شده است. دل پاسخ میدهد که پس از فوت ملکالشعرا صبوری، دیگر نباید از آن شادی انتظار داشت و باید با رنج و تعب کنار آید. شاعر سوالاتی دربارهٔ علت غم، امید به روزگار، و ارزشهای فضل و ادب مطرح میکند و دل در پاسخ میگوید که در این مسائل جز رنج، شادی، و حقیقتی دیگر نمیتواند داد. در پایان، دل تنها تسلی خود را در یادآوری صبوری مییابد و به شاعر میگوید که دیگر نباید انتظار خوشی داشت.
هوش مصنوعی: به دل گفتم چرا شاد نیستی و به غم دچار شدهای؟ دل پاسخ داد که من بعد از صبر و تحمل نمیتوانم از شادی انتظار داشته باشم.
هوش مصنوعی: گفتم از دل و جان بعد از او چه میخواهی، او پاسخ داد که از جان و دل چیزی غیر از رنج و زحمت مخواه.
هوش مصنوعی: به او گفتم چه چیزی موجب شد که اینهمه غمگین شوی، او پاسخ داد: "فقط خدا میداند و از من نپرس."
هوش مصنوعی: گفتم که دوران، قامت مرا خم کرده است. او پاسخ داد که از دوران جز ستم و درد نخواهی دید.
هوش مصنوعی: از روزگار چه انتظاری باید داشته باشم؟ گفت: دیگر از درخت صنوبر خرما نخواهی دید.
هوش مصنوعی: گفتم آیا به خاطر فضل و ادب مشکلی پیش آمده است؟ او گفت دیگر نشانهای از فضل و ادب نخواهی دید.
هوش مصنوعی: گفتم آیا روز و شبش شبیه هم نیست؟ گفت: از روز و شب دیگه مشابهی نخواهی دید.
هوش مصنوعی: گفتم آیا از باغ خرد چیزی خوشبو و دلپذیر پیدا نمیشود؟ او پاسخ داد که جز چوب و هیزم از باغ خرد چیزی نمیتوان انتظار داشت.
هوش مصنوعی: گفتم چطور او به عنوان پادشاه شاعران شناخته شد؟ او پاسخ داد: تنها حقیقت را بگو و از این عنوان چیزی جز واقعیت نخواه.
هوش مصنوعی: گفتم آیا چه کسی ستایشگر و مداح سلطان دین رضا است؟ گفت بله، اما فقط از او انتساب و نسبت خواهی کرد.
هوش مصنوعی: گفتم آیا در روز قیامت کسی هست که به ما کمک کند؟ پاسخ داد: جز محمد و اهل بیت او، به دنبال هیچ چیز دیگری نباش.
هوش مصنوعی: گفتم که از داستان زندگیاش چیزی بگو، او پاسخ داد: «بعد از صبر و تحمل، از دل شادمانی توقع نداشته باش.»
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.