بدتر ز دورویی به جهان منقصتی نیست
وز صدق نکوتر به دو عالم صفتی نیست
آن را که به نزدیک خدا منزلتی هست
غم نیست گرش نزد شهان منزلتی نیست
رحم آر بر آن قوم که در پنجهٔ ظالم
هر روز جز آزردنشان امنیتی نیست
چیزی که در او فایدتی هست بماند
نابود شود آنچه در او فایدتی نیست
گر رتبت والا طلبی علم طلب کن
کز علم برون زیر فلک مرتبتی نیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به بررسی معضلات زندگی و ارزشهای انسانی میپردازد. او بیان میکند که دورویی و نفاق در دنیا نقصی بزرگتر از هیچ چیز است و صداقت و راستی ارزشمندترین صفات هستند. همچنین، او به کسانی که در چنگال ظلم گرفتارند توجه میکند و از آنها میخواهد که بر دستان خداوند توکل کنند، چرا که مقام انسانی فراتر از منزلت دنیوی است. در پایان، شاعر تأکید میکند که علم و آگاهی تنها راه دستیابی به مقام عالی است و بدون علم، هیچ مقام و منزلتی در دنیا پایدار نیست.
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ عیبی بدتر از دورویی وجود ندارد و هیچ ویژگی نیکوتر از صداقت در این دو جهان نیست.
هوش مصنوعی: کسی که در نزد خدا مقام و جایگاهی دارد، نباید نگران باشد که در چشم پادشاهان ارزشی نداشته باشد.
هوش مصنوعی: به آن مردمی رحم کن که هر روز در چنگال ستمگر زندگی میکنند و جز رنج و آزار، هیچ امنیتی ندارند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که دارای سود و فایده است باید باقی بماند، اما چیزهایی که هیچ فایدهای ندارند باید از بین بروند.
هوش مصنوعی: اگر به دنبال مقام و جایگاه بلندی هستی، به کسب علم بپرداز؛ زیرا در زیر آسمان، مقام و جایگاهی بالاتر از علم وجود ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیست
مجموعتر از ملک رضا مملکتی نیست
گر منزلتی هست کسی را مگر آن است
کاندر نظر هیچ کسش منزلتی نیست
هر کس صفتی دارد و رنگی و نشانی
[...]
جز عشق کسی را بدرون سلطنتی نیست
مغشوق تر از ملک دلم مملکتی نیست
جبریل کجا دم زند از رتبه عاشق
کو را بجز از بام فلک منزلتی نیست
ذات همه کس را بصفت می نشناسد
[...]
گر منزلتی هست کسی را مگر آن است
کاندر نظر هیچکسش منزلتی نیست
هر کس صفتی دارد و رنگی و نشانی
تو ترک صفت کن که ازین به صفتی نیست
سنگی و گیاهی که درو خاصیتی هست
[...]
جز ملک محبت به جهان مملکتی نیست
جز بندگی دوست، در آن سلطنتی نیست
دل می سپرم در دهن افعی زلفت،
در فکرت دیوانه، مرا مشورتی نیست
از مرحمت آزاد غمت را بنوازی
[...]
جز معرفت از بهر بشر خاصیتی نیست
بی خاصیتی در تو اگر معرفتی نیست
گویم بتو از روی محبت به محبت
میکوش که محبوب تر از این صفتی نیست
ای خود سر خود رو که گریزی ز مربی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.