حسین دانش آن سرخیل ابرار
که در عالم به دانایی علم شد
درختی سایه گستر بود افسوس
که پیش تندباد مرگ خم شد
ز بنیان ادب رکنی فرو ریخت
ز بستان هنر نخلی قلم شد
دل روشندلان از فرقت وی
قرین حرقت و رنج و الم شد
نپنداری که دانش از میان رفت
وجودش سوی اقلیم عدم شد
نمی آب از یم ایجاد برخاست
تکاپو کرد و آخر سوی یم شد
وجودش با وجود گل قرین کشت
مزاجش با مزاج دهر ضم شد
دلم سوزد به حال اهل تحقیق
که فردی کامل از آن جمع کم شد
بهمرگ او «بهار» اشگ غم افشاند
همان بر تربت پاکش رقم شد
بیا تا اشگ غم بر وی فشانیم
که تاریخ وفاتش «اشک غم» شد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به مرگ حسین دانش، شخصیت برجسته علم و ادب اشاره میکند و احساس اندوه و ملالی در دلِ اهل علم و تحقیق را بیان میکند. او توصیف میکند که حسین به عنوان درختی سایهافکن در دنیای علم و هنر بوده و با مرگ او، بنیان ادب رو به ویرانی رفته است. شاعر درد و رنج کسانی که از فقدان او رنج میبرند را به تصویر میکشد و بر تربت او اشک غم میریزد تا یادش زنده بماند. این شعر در واقع نمادی از حسرت بر از دست رفتن یک نیکوکار و دانشمند را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: حسین، دانشمند برجسته و پیشوای نیکان است که در جهان به علم و دانش معروف شد.
هوش مصنوعی: درختی سرسبز و گسترده وجود داشت که متأسفانه در برابر وزش شدید باد مرگ خم شد و صدمه دید.
هوش مصنوعی: از پایههای ادب، بنیادی خراب شد و از باغ هنر، درختی به شکل قلم به وجود آمد.
هوش مصنوعی: دل کسانی که روشنایی و آگاهی دارند، به خاطر دوری از او، پر از آتش، رنج و درد شده است.
هوش مصنوعی: نباید تصور کنی که دانش از بین رفته است؛ وجود آن به دنیای عدم رفته و در آنجا قرار دارد.
هوش مصنوعی: آب از دریا به وجود آمد و پس از تلاش و حرکت، در نهایت دوباره به دریا برگشت.
هوش مصنوعی: وجود او به زیبایی و لطافت گل شبیه است و طبع او با طبیعت زمانه هماهنگ شده است.
هوش مصنوعی: دل من برای افرادی که در جستجوی علم و حقیقت هستند میسوزد، زیرا یکی از افراد کامل و با ارزش در میان آنها از دست رفته است.
هوش مصنوعی: وقتی او از دنیا رفت، بهار با اشکهای غم خود بر سر مزارش خون دل ریخت و این احساس را به یادگار برای همیشه به جا گذاشت.
هوش مصنوعی: بیا تا غم خود را با اشک بر او بریزیم؛ چراکه درد و اندوه از فقدان او به تاریخ پیوند خورده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بجز منصور کاینجابی گمان شد
گمان برداشت تاکل جان جاشد
به موشان جبه سنجاب بخشد
کَوَلها بر پلنگ و شیر پوشد
هر آدم جلوهگاه اسم حی شد
سبب او بر حیات کل شیء شد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.