کرد دیوانهای به چاه نگاه
عکس خود را بدید در ته چاه
سنگی افتاده بد به راه اندر
هشت آن سنگ را به چاه اندر
مردم شهر رنجها بردند
تا که آن سنگ را برآوردند
تویی آن سنگ اوفتاده به چاه
عاقلان در تو میکنند نگاه
وقت بسیار کرد باید صرف
تا برونت کشید از آن چه ژرف
پدرت فتنه بود و مادر شر
نیک مانی به مادر و به پدر
هر که زی مردمان وجیه بود
زی تو پتیاره و کریه بود
وان که نزد تو آبرو دارد
دست پیش کسان به رو دارد
وه چه خوش گفت اوستاد طریق
زاد سرو حدیقهٔ تحقیق
«کآدمیچون بداشت دست از صیت
هر چهخواهی بکن که فاصنع شیت»


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: دیوانهای به چاه نگاه میکند و تصویر خود را در آن میبیند. او سنگی را به چاه میاندازد و این باعث رنج مردم شهر میشود، چرا که برای بیرون آوردن سنگ باید زحمت بکشند. در ادامه، شاعر به دیگران هشدار میدهد که مانند آن سنگ، دیوانهای که به عمق جهل و نادانی افتاده، نیازمند توجه و صبر است. او میگوید که هرکس باید درباره خود و خانوادهاش بیندیشد و از عواقب ناپسند اعمال خود آگاه شود. در نهایت، فردی که به آبرو و احترام نزد دیگران اهمیت میدهد، باید در زندگی خود تامل کند و از خوشنامی خود حفاظت کند.
هوش مصنوعی: یک دیوانه به چاه نگاه کرد و تصویر خودش را در انتهای چاه دید.
هوش مصنوعی: سنگی در مسیر افتاده و باعث ایجاد مشکل شده، به طوری که آن سنگ باید به چاه انداخته شود تا راه هموار شود.
هوش مصنوعی: مردم شهر سختیها و مشکلات زیادی را متحمل شدند تا اینکه توانستند آن سنگ重 برداشت کنند.
هوش مصنوعی: تو همان سنگی هستی که به چاه افتاده و حکیمان و عاقلها به تو توجه میکنند.
هوش مصنوعی: برای اینکه از عمق یک موضوع یا احساس خارج شوی، باید زمان زیادی را صرف کنی.
هوش مصنوعی: پدر تو باعث دردسر و مشکلات بود و مادر نیز مایه پرسش و نفاق. تو خوب هستی که به هر دو اینها ورای گذاشتهای.
هوش مصنوعی: هر کسی که در میان مردم مورد احترام و اعتبار باشد، نزد تو مانند یک فرد بیارزش و زشت به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: کسی که نزد تو احترام و اعتبار دارد، در برابر دیگران برای تو خود را نشان میدهد و دست به کار میزند.
هوش مصنوعی: او استاد خوبی است که راه و روش حقیقت را با زیبایی بیان میکند، مثل سروی که در باغی پر از تحقیق و بررسی رشد میکند.
هوش مصنوعی: انسان وقتی که به شهرت و نام و آوازه خود دل ببندد، میتواند هر کاری که میخواهد انجام دهد و بر سر هر چیزی که بخواهد بیاورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.