مردی از فاقه در امان آمد
کارش از گشنگی به جان آمد
دید درکوی لاشهٔ مردار
روزه بگشود بر چنان افطار
یافت با لاشه مرد را، یاری
گفت زنهار! مرد و مرداری
زین حرام ای رفیق دست بدار
تا دهد خوشهٔ حلالت بار
گفت کم گوی از حرام و حلال
کار جانست، نیست فرصت قال
تا دمد خوشهٔ حلال از دشت
من مسکین حرام خواهم گشت
تا شود امتحان شاه تمام
نیکمردان شوند صید لئام
چون ملک تجربت تمام کند
هم مگر رستخیز عام کند
کاهل اصلاح دردسر بردند
یا بکشتید یاکه خود مردند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به داستان مردی میپردازد که به خاطر گرسنگی و فقر، به لاشهای در کوی روی میآورد تا افطار کند. او تلاش میکند تا خود را از این کار حرام بازدارد و به رفیقش توصیه میکند که از هوس و تسلیم جهل چشمپوشی کند. اما رفیق او اعتنایی نمیکند و به خاطر وضعیت سخت خود، به حرامی روی میآورد. شاعر در نهایت به این نکته اشاره میکند که در زمان امتحانات الهی، نیکان و بدکاران مشخص میشوند و نتایج اعمال انسانها به او برمیگردد.
هوش مصنوعی: مردی از گرسنگی نجات یافت، اما به حدی از بیغذایی رنج برد که جانش در خطر افتاد.
هوش مصنوعی: در کوی افرادی که در حال ضیافت افطار هستند، جسدی پیدا شد که نشانهای از مرگ و نابودی است.
هوش مصنوعی: مردی که به کمک دیگری آمد، وقتی جسد مرد را دید، به او هشدار داد که مراقب باشد چون هم مرد زنده و هم مرده در کنار هم هستند.
هوش مصنوعی: ای رفیق، از این کار نادرست دست بکش تا بتوانی نتیجهٔ خوبی و حلالی را به دست آوری.
هوش مصنوعی: شخصی اشاره میکند که در مورد مسائل حرام و حلال کمتر صحبت کن، زیرا زندگی و جان انسان اهمیت بیشتری دارد و زمان برای بحث و گفتگو محدود است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که خوشههای حلال از دشت من به دست نیاید، به ناچار دچار سرنوشت نامطلوب و حرام خواهم شد.
هوش مصنوعی: برای آنکه راحتی شاه مشخص شود، تمام افراد خوب به دام تبهکاران خواهند افتاد.
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه تجربهات به پایان برسد، آیا ممکن است که قیامت عمومی برپا شود؟
هوش مصنوعی: آدمهای تنبل یا مشکلات را با دست خود رفع نمیکنند و یا خودشان در پی حل آن نمیروند؛ به همین دلیل یا به زحمت میافتند یا به مرور زمان از دردسرها رهایی مییابند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.