محمد صالح، ای فرزانه فرزند
ترا توفیق خواهم از خداوند
وکیلالملک، بابت، مرد دین بود
مسلمانی اصیل و راستین بود
نبود او چون وکیلان کذائی
دمادم گرم دزدی وگدایی
میان او و این جهال مردود
تفاوت از زمین تا آسمان بود
وکیل ملک و ملت بود بابت
طبیعی، همچو عم مستطابت
مسلم شد که غمخوار بهاری
تو از آن دوست وی را یادگاری
اخیراً شعرها گفتی برایم
طلب کردی شفایم از خدایم
شفایی راکه رنج روح با اوست
نخواهم، گرچهعمر نوح با اوست
اگر سالی هزاران زنده باشم
هزاران سال جانی کنده باشم
حیات شاعر اندر مردن اوست
بقای خوشه در افشردن اوست
نیابم لذتی در زندگانی
بجز تکرار غمهای نهانی
به چشمم زبن رسوم احمقانه
نماید زشت سیمای زمانه
به خود پیوسته گویم، خوشدل از بخت:
مبارکباد این بیماری سخت
که از شر ددان آدمی روی
نجاتم داده و افکنده یکسوی
وظیفه می کشیدم بسته گردن
نمیشد با وظیفه پنجه کردن
وظیفه داشت حکم اکل جیفه
مرض برده است تکلیف وظیفه
تن تنها میان عدهای دزد
چگونه یابم از وجدان خود مزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دوستی به نام محمد صالح اشاره میکند و او را فردی راستین و با دین توصیف میکند که در مقایسه با وکیلان دیگر، حقیقتجو و غمخوار است. شاعر به مرض خود و احساس نارضایتی از زندگی میپردازد و بیان میکند که با وجود عمر طولانی، از زندگی لذتی نمیبرد جز بازگویی غمهای درونی. او از رسوم نامناسب جامعه گلایه داشته و در نهایت به این نتیجه میرسد که بیماریاش او را از انجام وظایف غیرواقعی و بیمعنا رها کرده است. شاعر با این نگاه، از شر انسانهای نادرست دور شده و احساس آزادی بیشتری میکند.
هوش مصنوعی: ای محمد صالح، فرزانه و دانشمند، از خداوند برای تو موفقیت و توفیق میخواهم.
هوش مصنوعی: وکیلالملک، انسانی دیندار و با اصالت بود که به اصول و پایههای اسلام پایبند بود.
هوش مصنوعی: وجود او مانند وکیلان فریبکار نیست که همیشه در حال دزدی و گدایی باشند.
هوش مصنوعی: بین او و این جاهلان که مورد پذیرش نیستند، تفاوتی به اندازه فاصله زمین تا آسمان وجود دارد.
هوش مصنوعی: وکیل ملت و حامی حقوق آنها بود، مانند کسی که به خوبی از مستطاب خود حمایت میکند.
هوش مصنوعی: به طور مسلم، کسی که به تو اهمیت میدهد و نگران حال توست، از آن دوست به یادگار مانده است.
هوش مصنوعی: اخیراً برایم شعرهایی گفتی و از من خواستی که از خدا شفایم را بخواهم.
هوش مصنوعی: من درمانی را که باعث رنج روح من است نمیخواهم، حتی اگر مانند عمر نوح باشد.
هوش مصنوعی: اگر سالها زنده بمانم، انگار هزاران بار جانم را از دست دادهام.
هوش مصنوعی: زندگی شاعر در مرگ او نهفته است، مانند این است که استمرار خوشهها در شکفتن آنها وجود دارد.
هوش مصنوعی: در زندگی، جز تکرار تلخیهای نهفته، لذتی برایم نیست.
هوش مصنوعی: چشمم به خاطر رفتارهای نادانانه، چهره زشت زمانه را زشتتر میبیند.
هوش مصنوعی: به خودم میگویم که با خاطر خوش از سرنوشت، خوب است که این بیماری دشوار را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: از دست آدمهای ناپاک و بدخو نجاتم داده و به یک سو دور کرده است.
هوش مصنوعی: من به انجام وظایف خود ادامه میدادم، اما نمیتوانستم با این وظیفه به خوبی ارتباط برقرار کنم.
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که شخصی مسئولیت دارد یا باید کاری انجام دهد، و در این راستا با مسألهای مواجه است که مسئلهای ناپسند و ناخوشایند به شمار میرود. این مسئولیت و تکلیف ممکن است او را دچار چالشهایی کند که به نوعی به او تحمیل شدهاند.
هوش مصنوعی: چطور میتوانم از وجدانم پاداشی بگیرم وقتی که در میان گروهی از دزدان تنها هستم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.