حرص اگر بر عطش غلو دارد
شرم آبی دگر به جو دارد
گوشهٔ دامن قناعت گیر
خاک این وادی آبرو دارد
خار خار خیال پوچ بلاست
آه زان دل که آرزو دارد
نیست این بحر بی شنای حباب
سر بیمغز همکدو دارد
رنگ گل بی تو بی دماغم کرد
خون این زخم تازه بو دارد
دست میباید از جهان شستن
رفع آلایش این وضو دارد
ساز اقبال بی شکستی نیست
چیستی اعتبار مو دارد
بیرواج جهان عنصریایم
جنس ما گرد چارسو دارد
اوج بنیاد ما ، نگونساریست
موی سر، سوی خاک رو، دارد
از نفس رست و رفت به باد
ریشهٔ ما همین نمو دارد
برکه نالد نیاز ما یارب
دادرس پر به ناز خو دارد
خاک ناگشته پاک نتوان شد
زاهدان! آب هم وضو دارد
هرکجاییم زین چمن دوریم
ما و من رنگ و بوی و دارد
بیدل اینحرف و صوت چیزینیست
خامشی معنی مگو دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نقد حرص و تمایلات دنیوی میپردازد و بر اهمیت قناعت تأکید میکند. او هشدار میدهد که آرزوهای بیپایه و خیالهای پوچ تنها رنج و درد به همراه دارند و زندگی بیهدف همچون حباب بینهایت است. بیدل در ادامه به لزوم ترک امور دنیا و پاکسازی روح اشاره کرده و میگوید که مسیر اصلی زندگی باید به سوی حقیقت و معنویت باشد. او همچنین تأکید میکند که انسانها بهطور طبیعی در دنیای فانی گرفتارند و برای رسیدن به آرامش و فهم عمیقتری باید به درون خویش رجوع کنند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که خاموشی گاهی میتواند بیانگر معانی عمیقتری باشد که نمیتوان به زبان آورد.
هوش مصنوعی: اگر کسی بر اهمیت و شدت عطش خود بسیار حرص بورزد، در واقع شرم از پیدا کردن آب دیگری ندارد.
هوش مصنوعی: در این دنیا، با داشتن کمی قناعت و سادهزیستی میتوان به شرافت و عزت دست یافت.
هوش مصنوعی: خاری که در خیال ایجاد میشود، فقط نشانهای از درد و مشکلاتی است که وجود ندارد. وای بر دلی که آرزو میکند و به این توهمات دچار است.
هوش مصنوعی: این دریا بیحرکت حبابها نیست و همچنین سر بیمغز هم به نوعی خالی و بیهدف است.
هوش مصنوعی: بدون تو، رنگ گل برایم بیمعنا و بیروح شده است و خون این زخم تازه بوی غم را میدهد.
هوش مصنوعی: برای پاک شدن روح و روان، باید از دنیا و دنیاییات دل کند و به تصفیه و پاکی درونی پرداخت. این پاکی نیاز به تلاشی دارد که به وضو گرفتن شبیه است.
هوش مصنوعی: در زندگی، هیچ موفقیتی بدون سختی و چالش حاصل نمیشود و اعتبار و ارزش واقعی هر چیزی به تلاش و تجربههای آن بستگی دارد.
هوش مصنوعی: ما در دنیای بیخبر و بیسود، مانند یک عنصر گرانبها هستیم که فقط در محیط خاصی ارزش پیدا میکند.
هوش مصنوعی: اوج وجود ما در واقع به شکست و زوال ما مرتبط است؛ موهای سفید سر ما نشاندهندهی گذر زمان و نزدیکتر شدن به خاک و پایان زندگیست.
هوش مصنوعی: از نفس و روح ما چیزی که به راحتی از بین میرود و از ما جدا میشود، تنها در باد و بینهایت است که میتوانیم آثار آن را ببینیم.
هوش مصنوعی: برکه با صدای ناله به ما نیاز دارد، ای خدا! دادرس ما، پر از زیبایی و ناز است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که به طور طبیعی و بیعیب و نقص به وجود نیامده باشد، نمیتواند به سادگی پاک و بینقص شود. حتی آب هم برای پاک شدن نیاز به وضو دارد.
هوش مصنوعی: هر کجا که باشیم، ما و تو از این باغ دوریم و بوی خوش و رنگهای آن را حس نمیکنیم.
هوش مصنوعی: بیدل میگوید که این سخن و صدا چیزی نیست و در خاموشی، معنا و مفهوم پنهانی وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا چو تو میزبان نو دارد
عیسی و خر غذا و جو دارد
هرکه این شرط را نکو دارد
کیمیای سعادت او دارد
دل تمنای درد او دارد
خانه سیلاب آرزو دارد
خویش یکدیگرند عجز و غرور
تیغ پیوند با گلو دارد
چون کنم شرح حال دیده رقم
[...]
باده آنجا چه آبرو دارد
کابرو را چو آب جو دارد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.