آنجاکه خیالت ز تمناگله دارد
اندیشه اگر خون نشود حوصله دارد
چشمم ز هماغوشی مژگان گله دارد
این ساغر حیرت صفت آبله دارد
شمشادقدان را به گلستان خرامت
موج عرق شرم به پا سلسله دارد
ای زاهد اگر شعلهٔ آهی به دلت نیست
بیتیر، کمان تو چه سود از چله دارد
برق عرق حسنفه زد شعله درتن باغ
گل در جگر از شبنم صبح آبله دارد
سرتا قدم شمع غبارپی آه است
تنها رو شوق تو عجب قافله دارد
زنهار پی مشرب مجنونروشان گیر
گر عافیتی هست همین سلسله دارد
آیینهٔ فولاد سیه کردهٔ آهیست
دلهای اسیران چقدر حوصله دارد
فرق عدم از هستی ما سخت محال است
از موج، شکستن چقدر فاصله دارد
دیگر به کجا می روی ای طالب آرام
گردون تپشآباد و زمین زلزله دارد
یارب به چه تدبیرکند قطع ره عمر
پای نفس منکه ز دل آبله دارد
بیدل خم هر تار زگیسوی سیاهش
سامان پریشانی صد قافله دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دلتنگیها و آرزوهای خود میگوید و احساساتی مانند شوق و حیرت را به تصویر میکشد. او چشمان خود را به خاطر زودرنجی و غمگینیاش میسوزاند و از زاهدی که فاقد احساس است انتقاد میکند. همچنین، طبیعت و زیباییهای آن به عنوان نمادهای عشق و اشتیاق حضور دارند، در حالی که شاعر از تحلیل وجود و عدم و نگرانی از گذر عمر نیز صحبت میکند. در انتها، به بینظمی و آشفتگیهای زندگی اشاره میکند و به دنبال آرامش و راه درست است.
هوش مصنوعی: هرجا که خیال تو از آرزوها ناراحت است، اندیشهام اگرچه غمگین است، اما باز هم تحملش را دارم.
هوش مصنوعی: چشم من از خواب آلودگی مژگان ناراحت است، این جام پر از حیرت، نشانههای عجیبی دارد.
هوش مصنوعی: قد بلند و زیبا که به آرامی در گلستان حرکت میکند، موجب میشود که گلها از شرم به خود بلرزند و شاخههای خود را به سمت او خم کنند.
هوش مصنوعی: ای زاهد، اگر در دل تو آتش شوق و اندوهی وجود ندارد، پس تیر و کمان تو چه فایدهای دارد وقتی که تیر از چله رها نشده است؟
هوش مصنوعی: عطر و زیبایی گلها همچون برقی در دل باغ میدرخشد و شبنم صبح بر روی گلها نشسته است، بهطوری که باعث ایجاد خارش و نفسی خوشایند در دل میشود.
هوش مصنوعی: تمام وجودم آکنده از غم و اندوه است، اما تنها به خاطر شوق تو، حیرتانگیز است که چقدر مسافران و همراهان دارد.
هوش مصنوعی: حتیالمقدور از پی کسانی که به شراب و میپردازند، دوری کن؛ زیرا اگر در پی آرامش و سلامت هستی، همین زنجیره و پیوند به تو آسیب خواهد رساند.
هوش مصنوعی: آیینهای که از فولاد ساخته شده، دلهای اسیران را سیاه و تیره نشان میدهد و این نشان میدهد که آنها چقدر قدرت تحمل و صبر دارند.
هوش مصنوعی: تمایز بین عدم و هستی، امری بسیار دشوار است، زیرا مانند فاصلهای است که بین موج و شکستن آن وجود دارد.
هوش مصنوعی: به کجا میخواهی بروی، ای کسی که به دنبال آرامش هستی؟ آیا نمیبینی که آسمان دچار تلاطم است و زمین هم ناآرامی دارد؟
هوش مصنوعی: خدایا، چه راهی باید پیدا کنم تا زندگیام را از بند نفس و خواستههای دلم جدا کنم؛ زیرا دلم پر از دغدغه و درد است.
هوش مصنوعی: بیدل با اشاره به خمیدگی موهای سیاه معشوق، میگوید که هر رشته از این موها به تنهایی میتواند باعث ایجاد اسارت و پریشانی برای صدها قافله شود. به عبارت دیگر، زیبایی و جذابیت این موها آنقدر قوی و تاثیرگذار است که میتواند دلها را به غم و اندوه بیندازد و زندگی را تحت تاثیر قرار دهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
قاصد دلی آزرده تر از آبله دارد
می آید از آن کوی و ز رفتن گله دارد
کس خیمه نیفراخت به سرچشمه حیوان
گاهی گذری خضر برین مرحله دارد
شاید که شود جلوه گر از غیب جمالی
[...]
از گردش افلاک کجا دل گله دارد
این خانه ویران چه غم زلزله دارد
هر چند شکستن پر و بالی است گهر را
یوسف ز دل آزاری اخوان گله دارد
از شکوه همین موج سراپای زبان نیست
[...]
دور از تو قدح شکوه صراحی گله دارد
از حسرت لعلت دل جام آبله دارد
تنها به دلی چشم تو راضی نشد از من
دزدی است که سر در پی این قافله دارد
بییأس دل از هرچه ندارد گله دارد
ناسودن دست تو هزار آبله دارد
محملکش مجنونروشان بی سر و پاییست
این قافلهٔ اشک عجب راحله دارد
از عالم نیرنگ املِ هیچِ مپرسید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.