رشته بگسیخت نفس زیر و بم ساز نماند
گوش ما باز شد امروز که آواز نماند
واپسی بین که به صد کوشش ازین قافلهها
بازماندن دو قدم نیز ز ما باز نماند
ترک جرأت کن اگر عافیتت میباید
آشیان در ته بال است چو پرواز نماند
ساز اظهار جز انجام نفس هیچ نبود
خواستم درد دلی سرکنم آغاز نماند
شرم مخموریام از جبههٔ مینای غرور
عرقی ریخت که می در قدح راز نماند
با همه نفی سخن شوخی معنی باقیست
بال و پر ریخت گل و رنگ ز پرواز نماند
غنچهٔ راز ازل نیم تبسم پرداخت
پردهٔ غیر هجوم لب غماز نماند
سایه از رنگ مگر صرفهٔ تحقیق برد
هرچه ما آینهکردیم به پرداز نماند
موج ما را زگهر پای هوس خورد به سنگ
سعی لغزید به دلگرد تک وتاز نماند
بیدل این باغ همان جلوه بهار است اما
شوق ما زنگ زد آیینهٔگداز نماند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر با بیانی اندوهناک از جدایی و فقدان زندگی میگوید و اشاره دارد که در این دنیا، هیچ چیز ثابت و باقی نیست. او به گوشسپاری به آواهایی که در زندگیاش محو شدهاند، میپردازد و به تلاشهایش برای حرکت در مسیر زندگی اشاره میکند. شاعر میگوید که اگر کسی خواهان آرامش است، باید از ترس و جرات ورزیدن بگذرد. او همچنین به این نکته میپردازد که هیچ چیزی از وجود انسان و احساساتش باقی نمانده و همه چیز در گذر است. با این حال، او با یادآوری زیبایی بهار و شوق و تلاشی که در دلش برای کشف حقیقت وجود دارد، به عمق احساساتش میرسد.
هوش مصنوعی: نفس از ما جدا شد و شور و حال ساز دیگر در دسترس نیست. امروز فهمیدیم که صدایی دیگر وجود ندارد و ما تنها ماندهایم.
هوش مصنوعی: به دقت نگاه کن که ما با تمام تلاشهایمان از این گروه و جمعیت عقب نماندیم و حتی دو قدم هم از ما فاصله نگرفتند.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در آسایش باشی، باید از خود جرأت به خرج دهی، زیرا اگر پرواز کردن برایت ممکن نباشد، جا و مقام تو در زیر بالهای دیگران خواهد بود.
هوش مصنوعی: فقط با بیان احساسات و عواطف، کار خاصی نمیتوان انجام داد. وقتی خواستم از دل خود بگویم، فرصتی باقی نماند.
هوش مصنوعی: شرم میکشم که سرمست و مغرورم، عرقی از من ریخته شده که دیگر نمیشود پنهانش کرد.
هوش مصنوعی: اگرچه ماشی به ظاهر میتواند بیمعنا به نظر برسد، اما هنوز هم مفهوم عمیقتری در پس آن وجود دارد. پس از اینکه بال و پر گل از بین میرود و رنگ و زیباییاش کمرنگ میشود، در واقع چیزی از آن باقی نمیماند. این نشان میدهد که حتی زمانی که ظاهراً همه چیز نابود میشود، هنوز هم یک معنا و جوهر در زیر سطح وجود دارد.
هوش مصنوعی: رازهای ازل به گونهای لطیف و دلنشین بیان میشوند، و دیگران به راحتی نمیتوانند آن را فاش کنند. در این بین، نزدیکان و انتقادکنندگان نمیتوانند از وجود این راز آگاه شوند و لب به سخن بگشایند.
هوش مصنوعی: اگر سایهچیزی از رنگ بگیرد، دیگر تحقیق و بررسی نمیتواند حقیقت را نشان دهد؛ هر آنچه که ما به نمایش گذاشتیم، در پردازش نهایی باقی نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: امواج عشق ما را به سختیهای زندگی میکوبند و تلاشهای ما در دل، نتوانسته است ما را از لغزشها و ناپایداریها حفظ کند.
هوش مصنوعی: بیدل، این باغ نماد زیبایی و جذابیت بهار است، اما اشتیاق و آرزوی ما باعث شده که زیبایی آن در آینه زندگیمان کمرنگ و غبارآلود شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.