آن سخا کیشان که بر احسان نظر واکردهاند
ازگشاد دست و دل چشمی دگر واکردهاند
سیر این گلزار غیر از ماتم نظاره چیست
دیدهها یکسر ز مژگان موی سر واکردهاند
صد مژه پا خورد ربطش تا ترا بیدار کرد
یک رگخوابت به چندین نیشتر واکرده اند
وضع مخمور ادب خفّتکش خمیازه نیست
یاد آغوشی که در موج گهر واکردهاند
بیدلان را هرزه نفریبد غم دستار پوچ
چونحباب این قوم سر راهم ز سر واکرده اند
ساز موجیم از رم و آرام ما غافل مباش
این کمرها جمله دامن بر کمر وا کردهاند
نالهٔ ما زین چمن تمهید پرواز است و بس
بلبلان منقار پیش از بال و پر واکردهاند
عرض جوهر بر صفای آینه در بستن است
غافل آن قومیکه دکان هنر واکردهاند
پرتو شمع حقیقت خارج فانوس نیست
شوخچشمان روزنسنگ از شرر واکرده اند
موی پیری عبرت روز سیاه کس مباد
آه از آن شمعی که چشمش بر سحر وا کرده اند
تا نگردیدم دو تا قرب فنا روشن نشد
از تلاش پیریام یک حلقهٔ در واکرده اند
ناتوانی بیدل از تشویش قدرت فارغ است
عقده در بیناخنیها بیشتر واکردهاند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به موضوعات مختلفی مانند سخاوت، غم، عشق و پیری میپردازد. او به سادگی و رنجهای زندگی اشاره کرده و میگوید کسانی که به بخشش و احسان مینگرند، دنیایی دیگر در انتظار دارند. همچنین، شاعر از زیباییهای چمن و بلبلان سخن میگوید که برای پرواز آمادهاند و در این بین، غم و اندوه نیز مطرح میشود. او به روشنی میافزاید که در زندگی، نباید به ظواهر دلخوش کرد و باید حقیقت را فراتر از دکانهای هنر بشناسیم. در نهایت، بیدل از ناامیدی و درد حاصل از پیری و گذر زمان سخن میگوید و به تجربیات زندگی و ناتوانیهای انسان اشاره میکند.
هوش مصنوعی: افراد بخشندهای که به احسان و نیکی توجه دارند، از generosity و بخشش خود چشمپوشی کردهاند و از این کار دیدگاه و نگاهی متفاوت را تجربه کردهاند.
هوش مصنوعی: سیر این باغ و گلها غیر از تماشای غم چه چیزی است؟ چشمان همه به یکباره از موی سر تا دشت گشوده شدهاند.
هوش مصنوعی: چندین مژه به چشمت زدند تا تو را بیدار کنند، و یک رگ خواب تو با چندین نیشتر باز شده است.
هوش مصنوعی: وضع مستی حالتی نیست که فقط به خواب و خمیازه بیفتد، بلکه به یاد آغوشی میماند که در امواج دریا به روی آن باز شدهاند.
هوش مصنوعی: بیدلان، افرادی که زخمخورده و دلشکستهاند، به راحتی فریب چیزهای بیارزش را نمیخورند. غم و اندوهی که مانند حبابی خالی است، تأثیری بر آنها ندارد. این افراد در مسیر زندگی خود، مسائل سطحی و بیمحتوا را کنار گذاشتهاند و از آنها عبور کردهاند.
هوش مصنوعی: ما همچون موجی هستیم که به آرامش و سکون فکر نمیکنیم. بیخبر نباش که همه این کمرها، بهعنوان دامن، بر کمر خود بستهاند.
هوش مصنوعی: غصه و آه ما از این باغ فقط برای آغاز پرواز است. بلبلها قبل از اینکه بال و پرشان را باز کنند، نوک خود را آماده کردهاند.
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و خلوص آینه اشاره شده است که چیزی از آن پنهان نمیماند. افرادی که به هنر مشغولند، ممکن است از این نکته غافل شوند که جوهر و ذات هر چیزی باید در روشنایی و صفای آینه نمایان شود. به عبارتی، آنها ممکن است در اثر پرداختن به ظواهر، به عمق و حقیقت زیباییها توجهی نکنند.
هوش مصنوعی: نور شمع حقیقت، مانند نوری از یک فانوس نیست. افرادی که دارای چشمان شوخ و زهرهناک هستند، از شعلههای آن دور شدهاند.
هوش مصنوعی: موهای سفید ناشی از پیری، نشانهای است از روزهای تیره و سختی که فرد تجربه کرده است. ای کاش هیچکس به چنین حالتی دچار نشود. آه از شمعی که در انتظار صبح، چشمانش را باز کرده و هنوز در تاریکی قرار دارد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که به دو قرب دست نیافتم، درک درستی از تلاشهای پیریام نداشتم؛ گویی حلقهای از وجودم گشوده شده است.
هوش مصنوعی: بیدل در ناتوانی خود از نگرانی در مورد قدرت دیگران آزاد است و احساسات درونیاش بیشتر در ناامیدی و بیتوجهی به دیگران نمایان میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.