اول ،در عدم، دهنت باز میکند
تاکاف و نون تهیهٔ آواز میکند
آهنگ صور خیز تو در هر نفس زدن
ساز هزار عالم ناساز میکند
هرگاه میدهی به زبان رخصت سخن
جبریل بال میزند و ناز میکند
نیرنگ اعتبار بهار تجددت
با هم چه رنگها که نه گلباز میکند
شام ابد به جیب تو سر میبرد فرو
صبح ازل زتو سخن آغاز میکند
هر رنگ و بو که میدمد از نوبهار صنع
آیینهٔ خیال تو پرداز میکند
گر فطرت تو پر نزند در فضای قدس
خاک فسرده راکه فلکتاز میکند
زین باغ نی دمیدن صبحی و نی گلیست
سحرآفرین تبسمت اعجاز میکند
این عرصه تا کجا نشود پایمال ناز
رخش تعین تو تک و تاز میکند
روز و شبی در انجمن اعتبار نیست
چشم تو میزند مژه و باز میکند
بیدل تآملی که در این گلشن خیال
رنگ شکستهٔ تو چه پرواز میکند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و تاثیر عمیق وجود محبوب میپردازد. محبوب او جوهرهی هستی و زیبایی را در کلام و وجود خود تجلی میبخشد، بهگونهای که هر نفسی که میکشد، آهنگی از عالم هستی را به گوش میرساند. او از لطافت و ناز محبوب سخن میگوید که در جریان زندگی، به شکلهای مختلف خود را نمایان میکند و تجدد و نوگرایی را به تصویر میکشد. در این شعر، پرداختن به عواطف و تأثیرات عشق و زیبایی، جلوهای عمیق از درک و دریافت شاعر از این احساسات را نشان میدهد. بیدل در نهایت به بازتاب احساسات در فضای خیال اشاره میکند، که همچون یک پرواز در باغ وجود محبوب است.
هوش مصنوعی: در ابتدا، در حالت عدم و ناوجودی، زبانت را باز میکنی تا صدای ساز و آواز به وجود آید و نواهایی را بسازی.
هوش مصنوعی: هر بار که نفس میکشی، صدای زیبای تو حالتی از شور و شوق در دنیای بینظم ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: هر زمان که اجازه میدهی تا حرفی بزنی، همانند جبرئیل روحالقدس، احساس آزادی و زیبایی میکنی.
هوش مصنوعی: نیرنگ و فریب اعتبار فصل بهار را با هم چه رنگهای جالبی که به این زیبایی نمیزند.
هوش مصنوعی: شام ابدی در دل تو جا دارد و از نخستین صبح، سخنان تو را شروع میکند.
هوش مصنوعی: هرگونه رنگ و عطر که در بهار جدید به مشام میرسد، تصویر و انعکاسی از خیال تو را خلق میکند.
هوش مصنوعی: اگر فطرت تو در فضاهای معنوی و یاد خدا پرواز نکند، حتی خاکی که از نظر ظاهری مرده و بیحرکت به نظر میرسد، نمیتواند جایگاهی برای تو باشد.
هوش مصنوعی: از این باغ، صبحی طلوع کرده و گلی وجود ندارد که لبخند تو جادو میکند و زیبایی میآفریند.
هوش مصنوعی: این فضا تا کجا زیر پای زیبایی تو آسیب نبیند؟ انتخاب تو به تنهایی میدرخشد و جلو میآید.
هوش مصنوعی: در جمع و محفل هیچ ارزشی برای شب و روز وجود ندارد، چراکه چشمان تو با یک پلک زدن، همه چیز را دوباره روشن میکند.
هوش مصنوعی: به زیباییهای این گلشن خیالی نگاه کن که کدام رنگ شکستهٔ تو، پرواز میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شهباز دولت تو که پرواز میکند
خود صبر کن که چشم کنون باز میکند
عاشق کجا به شکوه دهن باز میکند
این کبک خنده بر رخ شهباز میکند
تمکین ترا به جاست ز سنگیندلان که حسن
در دامن تو تربیت ناز میکند
از خون دل همیشه نگارین بود کفش
[...]
لعلش که کار بوسه به انداز میکند
دل را کباب شعلهٔ آواز میکند
[در] چشم عاشقان حقیقت شعار چرخ
خاکستر است آینهپرداز میکند
از بس که ناز بر سر هم جمع کرده است
[...]
ساقی ز جام کشف از این راز میکند
کابواب خیر پیر مغان باز میکند
منصوروار میکشدش بر فراز دار
آن را که میر عشق سرافراز میکند
مردود هر در است و بود خار هر نظر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.