جوش اشکیم وشکست آیینهدار است اینجا
رقص هستی همهدم شیشه سوار است اینجا
عرصهٔ شوخی ما گوشهٔ ناپیداییست
هرکه روتافت به آیینه دچار است اینجا
عافیت چشم ز جمعیت اسباب مدار
هرقدر ساغر و میناست خمار است اینجا
به غرور من وماکلفت دلها مپسند
ای جنون تاز نفس آینه زار است اینجا
نفی خود میکنم اثبات برون میآید
تا بهکی رنگ توان باخت بهار استاینجا
هرچه آید به نظر آن طرفش موهوم است
روز شب صورت پشت و رخکار است اینجا
سایهام باکه دهم عرضه سیهبختی خویش
روز هم آینهدار شب تار است اینجا
دامن چیده در این دشت تنزه دارد
خاک صیادگل از خون شکار است اینجا
زندگی معبدشرمی ست چه طاعت چهگناه
عرق جبهه همان سبحه شماراستاینجا
عشق میداند و بس قدرگرانجانی من
سنگ شیرازهٔ اجزای شرار است اینجا
چند بیدل به هوا دست وگریبان بودن
جیبت ازکف ندهی دامن یار استاینجا



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنج عاطفی و وجودی خود صحبت میکند و از جستجوی حقیقت در دنیای ظاهری سخن میگوید. او به تضاد میان ظواهر زندگی و واقعیتهای درونی اشاره دارد و معتقد است که آینهها و تصاویر بهظاهر زیبا، در واقع درد و شکست را نمایش میدهند. در این فضا، عشق و زندگی بهعنوان معبدی از شرم و گناه شناخته میشود و در نهایت، شاعر با دغدغهای عمیق، از مبارزهاش با توهمات و دغدغههای فشارندهاش میگوید. در این خلا، اندوه و امید در هم آمیختهاند و شاعر به کاوش در رازهای عشق و هستی ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: در اینجا، احساسات عمیق و سرشار از شور و غم وجود دارد. اشکها نشاندهندهی درد و غم هستند و شکستن آینه به معنایی، نشانهی از بین رفتن تصورات و واقعیتهاست. زندگی در این مکان شبیه یک رقص پرجنب و جوش است، جایی که همیشه شیشهها (نماد ظرافت و شکنندگی) در حال حرکت و رقص هستند. به طور کلی، تصویرسازی از تنشهای عاطفی و زیباییهای زندگی در این فضا حس میشود.
هوش مصنوعی: محل شوخی و بازی ما جایی است که به راحتی نمیتوان آن را دید. هر کسی که در این فضا خود را به آینه نشان دهد، گرفتار و دچار خواهد شد.
هوش مصنوعی: از صحنههای پرهیاهو و شلوغی دوری کن. هرچقدر هم که نوشیدنی و زیباییها جذاب به نظر برسند، اینجا در واقع حالتی نشئه و گیجی وجود دارد.
هوش مصنوعی: ای جنون، به غرور و خودبینی من و دلهای دیگران توجه نکن! اینجا، حالتی غمناک و آشفته حاکم است و همه چیز مانند آینهای زار و شکسته است.
هوش مصنوعی: من خودم را کنار میگذارم تا آنچه خارج از من است، نمایان شود. تا کی باید رنگ و طراوت بهار را در اینجا از دست بدهم؟
هوش مصنوعی: هرچیزی که به چشم میآید، تنها یک تصویر خیالی است. روز و شب دو روی یک سکهاند و آنچه در اینجا میبینیم، تنها ظاهری از واقعیت است.
هوش مصنوعی: سایهام را با افتخار به نمایش میگذارم تا نشان دهم که چقدر بدبخت هستم. در اینجا، روز مانند آینهای است که تاریکی شب را در خود منعکس میکند.
هوش مصنوعی: در این دشت، دامن گلها به زیبایی گسترده شده و خاک اینجا از خون شکار پرندگان به تنزیه و پاکی رسیده است.
هوش مصنوعی: زندگی مانند معبدی است که در آن شرم و حیا وجود دارد، خواه در انجام کارهای نیک باشیم یا در کارهای نادرست. در اینجا، عرق جبین و تلاش ما همانند تسبیحی است که شمارش میکند.
هوش مصنوعی: عشق تنها چیزی است که به ارزش واقعی من آگاه است. من مانند سنگی هستم که اجزای آتش را در کنار هم نگه میدارد.
هوش مصنوعی: در اینجا، شاعر به بیان این نکته میپردازد که ممکن است انسانها در تلاش برای رسیدن به آرزوها و خواستههای خود، به شدت درگیر شوند. اما او تأکید میکند که اگر بخواهی به محبت و عشق کسی دست یابی، باید خود را از برخی مسائل بیفایده و درگیریها دور نگهداری و با حفظ خود، به آرامش در این عشق برسی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.