جوانی سوخت پیری چند بنشاند به مهتابش
نبرد این شعله را خوابی که خاکستر زند آبش
هوای کعبهٔ تحقیق داری ساز تسلیمی
سجود بسمل اینجا در خم بال است محرابش
به جرأت بر میا، سامان جمعیت غنیمتدان
بنای اشک غیر از لغزش پا نیست سیلابش
چو آتش، جاه دنیا، بد مژه خواباندنی دارد
حذر از استر مخمل، لباس ابره سنجابش
طریق خلق داری، سنگ بر ساز درشتی زن
نهال رأفت از وضع ملایم میدهد آبش
بساط بینیازی بایدت از دور بوسیدن
ندارد لیلی آن برقی که مجنون آورد تابش
درین محفل چو شمع آوردهام غفلت کمین چشمی
که تا مژگان در آتش خفته است و میبرد خوابش
ره تحقیق از سیر گریبان طی نمیگردد
ندارد پیچش طومار دریا سعی گردابش
به یاد شرمگین چشمی قدح میزد خیال من
عرق تا جبهه خوابانید آخر در می نابش
اگر این برق دارد آتش رخسار او بیدل
نیابی در پس دیوار هیچ آیینه سیمابش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل دربارهٔ گذر جوانی و آثار آن بر پیری تأمل میکند. او به تأثیرات عشق و جاذبههای دنیوی اشاره دارد و بر حذر بودن از فریباییهای ظاهری تأکید میکند. همچنین، از سختیهای جستجوی حقیقت و روحانی بودن میگوید و به دلنگرانیهای ناشی از غفلت انسان در این مسیر اشاره میکند. در نهایت، شاعر بر جذابیت چهرهٔ محبوب و انزوا از دنیاست، که در عین حال چالشی برای عشق و عرفان محسوب میشود.
هوش مصنوعی: جوانی به سرعت سپری میشود و پیری قدرتمندتر از آن است که به سادگی از بین برود. شعلهای که جوانی ایجاد میکند، نمیتواند با خواب و خاموشی از بین برود. حتی آب هم نمیتواند این آتش را خاموش کند.
هوش مصنوعی: تو در جستوجوی کعبهٔ حقیقت هستی، پس باید با تسلیم و فروتنی به سجده درآیی. در اینجا، جایگاه عبادت و خم بال، نمادی از حالت روحانی و ارادت به پیشگاه معشوق است.
هوش مصنوعی: با اطمینان قدم بردار و به ارزش جمعیت و انسانی که در کنار توست، توجه کن. بدان که ریزش اشک تنها نتیجه لغزش پاهای ماست و هیچ چیز بیشتری نیست.
هوش مصنوعی: مثل آتش، مقام و جاه دنیا هم خواب را از چشم میزند و باید از زینتهای فریبنده و ظاهری، مانند جلیقهی مخمل و لباسهای زیبا، دوری کرد.
هوش مصنوعی: در زندگی با مردم به نرمی و محبت رفتار کن و اگر لازم است که تند سخن بگویی، به گونهای باشد که باعث رشد و شکوفایی خوبیها گردد. مهربانی و دلسوزی از شرایط مساعد به دیگران میرسد.
هوش مصنوعی: برای اینکه به بینیازی دست یابی، نیازی به بوسیدن از دور نیست؛ زیرا جاذبهای که لیلی به مجنون داده، آنقدر قوی است که نیازی به این کار نیست.
هوش مصنوعی: در این جمع، من مثل شمعی هستم که در حال روشناییام، اما غفلت و بیخبری در کمین است. چشمی وجود دارد که تا وقتی مژگانش در آتش خواب است، دیگه بیدار نمیشود و خوابش را میبرد.
هوش مصنوعی: برای پیشرفت در تحقیق و جستوجو، نباید از مسیر مشخص آن منحرف شد. تلاشهای بیپایه و اساس نمیتواند به نتایج مطلوبی منجر شود، مانند گرداب که در دریا پیچ و خم ندارد و فقط موجب سردرگمی میشود.
هوش مصنوعی: در ذهن من خاطراتی از چشمی شرمگین میگذرد، که به خاطر آن احساساتی در من بوجود آمده است. در نهایت، نوشیدنیای گرانبها و ناب مرا به خواب میبرد.
هوش مصنوعی: اگر چهرهاش اینقدر درخشان و جذاب است، بیتردید نمیتوانی در پشت هیچ دیواری، جلوهای مانند آن را در آینه پیدا کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دمشق فتنه شد بغداد و توفان بلا آبش
به چشم من ز هجر آنکه بیما میبرد خوابش
مگر باد صبا گوید نشان آتشین رویی
که گه در خاک میجویم نشان و گاه در آبش
کسی را گر به اسبابی و ملکی دسترس باشد
[...]
دل از عیش جهان کندیم و ذوق بادهٔ نابش
نمیارزد به ظلم شحنهٔ شب گشت مهتابش
دلی کز روشنی هر ذرهاش صد شبچراغ ارزد
چرا بهر شراب تلخ اندازم به غرقابش
چه شکر بخت خود گویم چو دیدم بر قرار اینجا
[...]
ز مستی در شکر خندست دایم لعل سیرابش
گریبان چاک دارد شیشه را زور می نابش
لب میگون او را نیست وقت خط برآوردن
ز موج بوسه نو خط می نماید لعل شادابش
ز خواب ناز گفتم چشم اورا خط برانگیزد
[...]
نمی بینم به مسجد رونق، از دلمرده اصحابش
همان به، شیشهٔ می را کنم قندیل محرابش
بر آن نازک بدن، دل در برم چون بید می لرزد
پرستاران کنند از برگ گل، گر بستر خوابش
من و نظاره رویی که وقت جلوه از تابش
همی بر خویشتن لرزد پس آیینه سیمابش
به ذوق باده داغ آن حریف دوزخ آشامم
که هر جا بنگرد آتش بگردد در دهن آبش
زلیخا چهره با یعقوب شد نازم محبت را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.