ای هستی تو وضع درنگ و شتاب شمع
بر دوش فرصتت سر و پا در رکاب شمع
باز است چشم خلق بقدر گدا زخویش
پاشیدهاند بر رخ محفل گلاب شمع
تا چند چشم بسته به تکلیف واکنیم
ما را به هر نگه مژهواریست خواب شمع
درس وصال و مبحث هستی خیال کیست
پروانه را گم است ورق در کتاب شمع
ای نیستی بهار زمانی به هوش باش
خود را نهفته است گلی در نقاب شمع
فهم زبان سوختگان سرمه داشته است
کرد انجمن خموش لب بیجواب شمع
اشکی که سیل کلفت هستی شود کراست
یاران قسم خورید به چشم پر آب شمع
جوش حباب ما دم پیری فرو نشاند
برد آخر از نظر نفس صبح تاب شمع
شد داغ از تتبع دیوان آه ما
تا مصرعی به نقطه رساند انتخاب شمع
با تاب و تب بساز و دمی چند صبرکن
تا صبح پاک میشود آخر حساب شمع
بیدل به سوختن نفسی چند زندهایم
پوشید مصلحت به دل آتش آب شمع


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی مفهوم هستی و نیستی میپردازد و به تمثیل شمع بهعنوان نمادی از زندگی، عشق و مرگ اشاره میکند. او به تلاشی که انسانها برای درک و فهم معانی و جلوههای مختلف زندگی دارند، اشاره کرده و میگوید که عواطف و خوابهای ما مانند شمعی در حال سوختن است. در اینجا، نوعی تأمل بر روی گذر زمان و شدت احساسات وجود دارد، و شاعر از خواننده میخواهد تا درک عمیقتری از لحظات زندگی و تأثیر آنها بر وجود خویش داشته باشد. در پایان، تأکید بر صبر و تحمل در برابر چالشهای زندگی قابل مشاهده است.
هوش مصنوعی: ای تو که هستی، در وضعیتی هستی که هم منتظر و هم در حال حرکت هستی، همانند شمعی که بر دوش توست و همیشه آماده خدمت و در حال آمادگی است.
هوش مصنوعی: چشم مردم به اندازه یک گدا باز است و آنها بر چهره محفل، گلابی پاشیدهاند که مانند شمع نور افشانی میکند.
هوش مصنوعی: چند بار باید در حالت بیخبری و بیعمل بمانیم؟ هر نگاهی از طرف معشوق ما را در خواب و غفلت فرو میبرد، مانند شمعی که در حال خاموشی است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در موضوع عشق و وجود، پروانه (که نماد عاشق است) کتاب شمع (که نماد معشوق است) را گم کرده است. به عبارت دیگر، پروانه در جستجوی دنیای عشق و نور معشوق خود است، اما از مسیر یا حقیقت آن دور افتاده است.
هوش مصنوعی: ای存在 ناپایدار، در فصلی از زندگی هوشیار باش. در کنار تو گلی وجود دارد که در سایه یک شمع پنهان شده است.
هوش مصنوعی: درک و فهم درد و رنج سوختگان نیاز به چشمپوشی و تأمل دارد. در این جمع خاموش، شمعی وجود دارد که بیصدا و بیپاسخ است، مانند لبهایی که چیزی نمیگویند.
هوش مصنوعی: حسی عمیق از درد و غم در این شعر وجود دارد. در اینجا اشاره شده است که اشکهایی که از درد و اندوه میریزند، توانایی نابودی و شکستن قید و بندهای دنیوی را دارند. این اشکها، نمادی از احساسات و تجربههای انسانی هستند که میتوانند به شدت بر زندگی و روابط تاثیر بگذارند. در نهایت، بیان میشود که دوستیها و پیوندها باید بر پایه صداقت و احساس واقعی بنا شوند، همانند نوری که در محافل شبانه پخش میشود.
هوش مصنوعی: در اینجا به این اشاره شده است که با گذر زمان و رسیدن به سن پیری، شور و هیجان زندگی به آرامش میرسد. در این میان، وجود نور و روشنی که در زندگی وجود دارد، کمکم کمرنگ میشود و باید با پذیرش این واقعیت، به تجربههای جدید و عمیقتری در زندگی پرداخت.
هوش مصنوعی: از شدت تکرار و جستجو در شعرهای ما، یک خط به انتخاب شمعی رسید که احساسات ما را به خوبی منتقل کند.
هوش مصنوعی: با کمی تحمل و مدتی صبر کن، چون در نهایت شمع روشناییاش برای همیشه پاک میشود و مشکلات حل خواهند شد.
هوش مصنوعی: ما به خاطر مصلحت در دل خود آتشای داریم که همچون شمع میسوزد، اما همچنان زندهایم و در گوشهای از دل، نفسی از سوختن را تحمل میکنیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.