جای آن استکه بالد گهر شان صدف
بحر در قطرگی اینجا شده مهمان صدف
عزلت از حادثهٔ دهر برون تاختن است
موج دریا نشود دست و گریبان صدف
نیست در عالم بیمطلبی اسباب دویی
دل صافیست همان دیدهٔ حیران صدف
ظرف بیتابی یک قطره ندارد این بحر
موجگوهر شو و میتاز به میدان صدف
جهد افسوس طلب آبلهواری دارد
سودن دستگهر ریخت به دامان صدف
قسمتت گر دم آبیست غنیمت میدان
بحر بیجا نشکستهست لب نان صدف
بر یتیمان چقدر سایهفکن خواهد بود
به دو دیوار نگونخانهٔ ویران صدف
صحبت مردهدلان سخت سرایت دارد
آبگوهر همه وقت است به زندان صدف
زلهٔ مائدهٔ حرص نیندوختهایم
استخوان خشکی مغز است در انبان صدف
جوش یاسیست بهار طرب ما بیدل
میدمد چشم پر آب از لب خندان صدف


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف مقام و حال صدف میپردازد که در اعماق دریا، گوهری را در خود دارد. او به عزلت و دوری از دنیا اشاره میکند و میگوید انسان باید از حادثههای زمان دوری کند تا بتواند به حقیقت وجودی خود دست یابد. شاعر همچنین به ناپایداری دنیا و کمارزشی چیزهای مادی اشاره میکند و از اهمیت تلاش برای دستیابی به معانی عمیق زندگی سخن میگوید. با تأکید بر اینکه در این مسیر، برای فهمیدن حقیقت باید از حرص و طمع دوری کرد، شاعر در نهایت به سرزندگی و نشاط ناشی از کشف و درک گوهر درون اشاره میکند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که جایگاهی برای نگهداری و پرورش گوهرها ایجاد شده است، بهطوریکه همچون مرواریدهای درون صدفها، در این مکان خاص خوشآمد میگویند و از آن بهرهمند میشوند.
هوش مصنوعی: تنهایی و دوری از رویدادهای زمان به معنای ایجاد فاصله و جدایی از دغدغهها و مشکلات زندگی است. مانند این است که صدف نتواند دست و گریبان موج دریا شود و از آن بگریزد.
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ چیزی بدون دلیل و معنا وجود ندارد. دل صاف و پاک، مانند صدفی است که در درونش یک مروارید حیران و زیبا دارد.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساس گسترده و عمیق شاعر اشاره دارد. او میگوید که در دل این دریا، هیچ جایی برای اندکی بیتابی وجود ندارد. به جای آن، دعوت میکند که همچون مرواریدهایی از امواج دریا در میدان صدف جلوهگر شد و به زندگی و چالشها با شجاعت و شور و شوق برخورد کرد.
هوش مصنوعی: تلاش و کوشش برای رسیدن به گنجی در خود دشواریهای زیادی دارد و ممکن است در این راه به نتایج مطلوبی نرسید. در این مسیر، زحمات و به دست آوردن ارزشها میتواند مانند ریختن دانههای جواهر در دامن صدف باشد، که به معنای تلاش برای به دست آوردن چیزی ارزشمند و زیبا در سایه مشکلات و چالشهاست.
هوش مصنوعی: اگر نصیبت به چیزی خوب و خوشایند رسیده، آن را فرصتی ارزشمند بدان. در غیر این صورت، نباید به چیزهایی که در دسترس نداریم و بیفایدهاند، دل ببندیم.
هوش مصنوعی: در یک خانه ویران و خراب، یتیمان چقدر به کمک دو دیوار آن پناه میبرند و چقدر میتوانند از سایه و حمایت آنها بهرهمند شوند.
هوش مصنوعی: گفتگو و سخن گفتن افرادی که دلسرد و ناامید هستند، تأثیر عمیقی دارد. مانند آب گوهری که در هر زمانی درون صدف وجود دارد و به زندان آن confined است.
هوش مصنوعی: ما چیزی از خوراکیهای پرحرص و طمع به دست نیاوردهایم، بلکه تنها یک استخوان خشک که خالی از مغز است، در دامن صدف داریم.
هوش مصنوعی: بهار شادی و نشاطی شبیه جوش و شیدایی یاس است. بیدل، با چشمانی پر از اشک، از لب خندان صدف، مثل نسیمی تازه و دلانگیز برمیخیزد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نسبت لعل که داد این همه سامان صدف
شور در بحر فکنده است نمکدان صدف
عرق شرم همان مهر لب اظهار است
بخیه دارد ز گهر چاک گریبان صدف
ترک مطلب کن و از کلفت این بحر برآ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.