زین باغ گذشتیم به احسان تغافل
گل بر سر ما ریخت گریبان تغافل
طومار تماشای جهان فتنهٔ سوداست
خواندیم خط امن ز عنوان تغافل
مشکل که درین عشوهسرا کام ستاند
فریاد دل از سرمه فروشان تغافل
مغرور نباشیدکه این یک دو نفس عمر
وارسته نگاهیست به زندان تغافل
یارب به چه نیرنگ چنین کرده خرابم
شوخی که ندارد ز من امکان تغافل
گوهر دو جهان تشنه لب یأس بمیرد
ای جان تغافل مشکن شان تغافل
برطرف بناگوش تو صف میکشد امروز
گردی عجب از دامن میدان تغافل
یک سطر نگاه غلطانداز نخواندیم
زان سرمه که دارد خط فرمان تغافل
عبرت گهر قلزم اسرار نگاهیم
ما را نتوان داد به توفان تغافل
عمریست که اطفال هوس هرزه خرامند
مشق ادبی کن به دبستان تغافل
ما و هوس هرزه نگاهی چه خیالست
دارد سر ما گوی گریبان تغافل
بیدل مژه مگشای که در عالم عبرت
کس سود ندیده است به نقصان تغافل


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی عواقب تغافل و غفلت در زندگی میپردازد و از زیباییها و فریبهای دنیا مینویسد که انسان را به خواب میبرد. او تأکید میکند که باید مراقب بود تا عمر را در غفلت سپری نکنیم و خود را از درد و یأس رهایی بخشیم. شاعر به مخاطب هشدار میدهد که نباید فریب ظاهر دنیا را خورد و باید به عمق واقعیات توجه کند. او در نهایت اشاره میکند که غفلت عواقب ناخوشایندی دارد و باید از آن دوری جست. بیدل خلاصه میکند که در نهایت، عبرت گرفتن از این تجربیات مهمتر از هر چیز دیگری است.
هوش مصنوعی: ما از این باغ عبور کردیم و در حالی که به نوعی بیتوجهی میکردیم، گلها بر سر ما باریدند و بیتوجهی ما را پوشاندند.
هوش مصنوعی: به تماشای دنیا که پر از مشکلات و فریبکارانه است، پرداختهایم و در این راه، به آرامش و امنیتی که از غفلت به دست میآید، اشاره کردهایم.
هوش مصنوعی: وقتی که در این مکان دلربایی، به خواستهام نرسم، صدای دل و شکایت هایم را از کسانی که به طور غیرمستقیم به این موضوع توجه نمیکنند، فریاد میزنم.
هوش مصنوعی: به خود نبالید و مغرور نشوید، زیرا این لحظات کوتاه زندگی تنها یک نگاه گذرا به زندان غفلت است.
هوش مصنوعی: ای خدا، به چه حقهای مرا اینگونه ویران کردهای، که حتی نمیتوانم به بیتوجهی وانمود کنم؟
هوش مصنوعی: در این دنیا، انسانها به دنبال چیزهایی هستند که به آنها احساس خوشحالی و راحتی بدهد. اگر تو از این واقعیت غفلت کنی و اجازه بدهی که ناامیدی به سراغت بیاید، زندگیات به خطر میافتد. پس مواظب باش که دچار غفلت نگردی و از آنچه که برایت ارزشمند است، غافل نشو.
هوش مصنوعی: امروز، غبار عجیبی در اطراف گوش تو تجمع کرده که نشانهای از نادیده گرفتن واقعیتهاست.
هوش مصنوعی: ما نتوانستیم حتی یک جمله از نگاه فریبندهای که آن خط فرمان را به ما میدهد، بخوانیم. این نگاه مثل سرمهای است که باعث میشود از حقیقت غافل شویم.
هوش مصنوعی: ما به عمق رازهای نهفته در دل خود آگاهیم و نمیتوانیم آن را در برابر طوفان بیتفاوتی و بیتوجهی از دست بدهیم.
هوش مصنوعی: سالهاست که جوانان و کودکان به دنبال لذات بیهوده میگردند؛ در حالی که باید در مدرسهای که آموزههای فراموشی و بیتوجهی را آموزش میدهد، درس ادب و احترام را بیاموزند.
هوش مصنوعی: ما و آرزوی بیهودهای که در سر داریم، چه خیال خامی است! در این میان، گویگریبان بیتوجهی ما را در بر گرفته است.
هوش مصنوعی: به خودت اجازه نده که چشمانت را به روی حقیقت ببندی، زیرا در این دنیا هیچکس از غفلت و نادانی بهرهای نبرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا چشم تو شد ساغر دوران تغافل
خون دو جهان ریخت به دامان تغافل
بر زخم که خواهی نمک افشاند که امروز
گل کرده تبسم ز نمکدان تغافل
آنجا که تماشای تو منظور نظرهاست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.