دست و پا گم کردهٔ شوق تماشای توام
افکند یا رب سرِ افتاده در پای توام
اینکه رنگم میپرد هر دم به ناز بیخودی
انجمنپرداز خالی کردنِ جای توام
خانمان پرداز الفت را چه هستی، کو عدم
هر کجا مژگان گشایم گرد صحرای توام
هیچکس آوارهگردِ وادی همت مباد
مطلب نایاب خویشم بسکه جویای توام
نقد موهوم حباب آنگه به بازار محیط
زبن بضاعت آب سازد کاش، سودای توام
خواه درد آرم به شوخی خواه صاف آیم به جوش
همچو می از قلقل آهنگان مینای توام
کیست گردد مانع مطلقعنانیهای من
موج بیپروای توفانخیز دریای توام
سجدهها دارم به ناز هستی موهوم خویش
کاین غبار سرمه جوهر، گَرد مینای توام
در محبت فرق تمییز نیاز و ناز کو
هر قدر مجنون خویشم، محو لیلای توام
میشکافم پردهٔ هستی، تو میآیی برون
نقش نامت بستهام، یعنی معمای توام
گرمی هنگامهٔ موج و محیط امروز نیست
تا تو افشای منی، من ساز اخفای توام
میشنیدم پیش ازین بیدل نوای قدسیان
این زمان محو کلام حیرت انشای توام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با شوق و اشتیاق به شخص مورد نظر خود ابراز احساساتی عمیق و معنوی میکند. او خود را در حالت تنهایی و جستجوی مداوم تصویر میکند و میگوید که هر جا مژگانش را میگشاید، به سمت بواسطه محبوبش میرود. شاعر تأکید میکند که در عشق، نیاز و ناز را نمیتواند از هم تفکیک کند و خود را همچون مینوش به شراب وجود محبوب میبیند. در نهایت، او به حقیقت جویی و کنکاش در عالم عشق اشاره دارد و از محبوب میخواهد که حضورش را نمایان کند تا او بتواند به درکی عمیق از حقیقت وجود برسد.
هوش مصنوعی: مشتاق دیدن تو هستم و در این شوق گمگشتهام. ای کاش به من کمک کنی و مرا در کنار تو قرار دهی، زیرا سرم به نشانه احترام در برابر تو پایین افتاده است.
هوش مصنوعی: هر لحظه رنگ از رویم میرود به خاطر زیبایی و ناز تو، من بیخود در جمع دیگران وجودم را از یاد میبرم و جای تو را خالی حس میکنم.
هوش مصنوعی: عشق و محبت در خانههای شما چه نوع حالتی دارد؟ من در جایی نیستم و هر بار که چشمانم را میگشایم، در دشت تو به سر میبرم.
هوش مصنوعی: نمیخواهم کسی در بحران تلاش و سرگردانی باشد، زیرا من به شدت در پی یافتن تو هستم و به چیزهای نادر و ارزشمند دسترسی ندارم.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که گاهی ارزشهای ظاهری و خیالی مانند حباب هستند که در یک بازار بزرگ نمایان میشوند. این ارزشها بهراستی پایدار نیستند و به آسانی از بین میروند. با این حال، شاعر آرزو میکند که باشد که آرزوها و احساسات عمیق او در دلش مانند آب زلال و باارزش، به زندگیاش معنا ببخشد.
هوش مصنوعی: من در هر حالتی که باشم، چه در حال شوخی و چه در حال عصبانیت، همچون شراب که از لابلای صداهای دلنشین میجوشد، به تو نزدیک میشوم.
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند مانع بیپروایی و آزادی من شود، در حالی که من همچون دریای پرموج و توفانی هستم؟
هوش مصنوعی: من در مقابل زیبایی خیالی خود، به سجده و ادب نشستهام، زیرا این خاکی که به عنوان وجود خود میشناسم، در واقع همان جوهر و بنیاد مینا و زیبایی تو است.
هوش مصنوعی: در عشق حقیقی تفاوتی بین نیاز و زینت وجود ندارد؛ هر چقدر هم که دیوانه و مجنون باشم، همیشه در عشق تو غرق شدهام.
هوش مصنوعی: من به عمق هستی نفوذ میکنم و تو بهطور واضح ظاهر میشوی. من نام تو را در کلام خود نوشتهام که نشاندهندهٔ راز وجود توست.
هوش مصنوعی: امروز جو و حال و هوای موج و محیط اینقدر پرشور و پرهیجان نیست که تو بتوانی خود را نشان بدهی. من هم در این وضعیت نقش پنهان کردن تو را دارم.
هوش مصنوعی: مدتها پیش صدای فرشتگان را میشنیدم، اما اکنون همه چیز تحت تأثیر کلام شگفتانگیز تو قرار گرفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.