عبث خود را چو آتش تهمت آلود غضب کردم
به هر خاشاک چندان گرم جوشیدم که تب کردم
چو آن طفلیکه رقص بسملش در اهتزاز آرد
نفسها را پر افشان یافتم ناز طربکردم
به داغ صد کلف واسوختم از خامی همت
چو ماه از خانهٔ خورشید اگر آتش طلبکردم
مخواه از موج گوهر جرآت توفان شکاریها
کمند نارسایی داشتم صید ادب کردم
ز حسن بی نشان تا وانمایم رنگ تمثالی
در حیرت زدم آیینهداری را سبب کردم
به مستان مینوشتم بیخودی تمهید مکتوبی
مدادش را دوات از سایهٔ برگ عنب کردم
چوشمع از خلوت و محفل شدم مرهون داغ دل
ز چندین دفتر آخر نقطهای را منتخبکردم
چو گردون هر چه جوشید از غبارم جوهر دل شد
به این یک شیشه خلقی را دکاندار حلبکردم
به مشق عافیت راهی دگر نگشود این دریا
همین چون موج گوهر گردنی را بیعصب کردم
نرفت از طینتم شغل تمنای زمین بوسش
چو ماه نو جبین گر سوده شد ایجاد لب کردم
ندامت داشت بیدل معنی موهوم فهمیدن
به تحقیق نفس روز هزار آیینه شب کردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات و درونیات خود میپردازد. او از شدت خشم و تهمت در خود میگوید که به آتش نزدیک شده و به تب بدل شده است. به تصویر کودکانهای استناد میکند که با رقص خود در حال اهتزاز است و حالت شادابی و طرب را در نفس خود حس میکند. او به سوختن و خامی همت خود اشاره کرده و آرزوی رسیدن به نور و روشنایی را در دل دارد. ضمن اشاره به لحظات خودنویسی در محفل، از داغ دل و تأمل در زندگی میگوید. در نهایت، شاعر از ندامت بر موهوم بودن برخی معانی و تلاش برای درک حقیقت در کثرت روزمرگیها سخن میگوید.
هوش مصنوعی: به خاطر حرف و قضاوتهای نادرست دیگران، خود را به شدت تحت تأثیر قرار دادم و به شدت عصبانی شدم. این عصبانیت به حدی رسید که احساس کردم دچار تب و التهاب شدهام.
هوش مصنوعی: مثل آن کودکی که در حال رقصیدن دچار حالتی سرشار از شادی و شگفتی میشود، من نیز در شگرفی و زیبایی لحظهای که در آن غوطهور بودم، احساس شادابی و نشاط کردم.
هوش مصنوعی: به خاطر داغی که از سختیهای زیاد بر دل دارم، مثل ماهی که از خانه خورشید بیرون میآید، میخواهم آتش را به جان بزنم و به دنبال روشنایی و بلندپروازی بروم.
هوش مصنوعی: از تو انتظار نداشته باش که از موجهای خروشان به من گوهر بدهی؛ زیرا من از توفان و مشکلات هراسی ندارم. من با کمند ادب و نزاکت خود آمادهام تا هر چه را که به دنبالش هستم، صید کنم.
هوش مصنوعی: از زیبایی بینشانی که دارم، میخواهم مجسمهای بسازم که بتواند رنگ و شکلش را نشان دهد. به همین خاطر، باعث شدم تا آینهداری دچار حیرت و تعجب شود.
هوش مصنوعی: من زمانی که احساس سرخوشی و شادی میکردم، نوشتم. در حالی که بیاختیار به نوشتن مشغول بودم، برای نوشتن از سایه برگهای انگور دوات درست کردم و با مداد نوشتم.
هوش مصنوعی: من مانند شمعی هستم که از تنهایی و جمعهایی که در آن بودهام، متاثر شدم و به خاطر غم درونم، از میان تمام نوشتهها و دفترهایی که دارم، تنها یک نقطه را انتخاب کردم.
هوش مصنوعی: به طور کلی، این عبارت به این معنی است که آنچه که از جوش و خروش آسمان به وجود آمده، به مانند دلی پر از احساسات و فکر به یک شیشه تبدیل شده است. در واقع، از این شیشه، انسانها یا خلقی به وجود آمدهاند که مانند دکانداری در حلب، مراقب و پرورشدهنده این حقیقتهای درونی هستند.
هوش مصنوعی: این دریا در رابطه با آرامش و سلامت، راهی جدید باز نکرد. همانطور که دریا موج میزند، من هم بدون وجود نیرویی، گردنی را مثل گوهر بر آوردهام.
هوش مصنوعی: تمایل من به زمین بوسیدن تو از وجودم پاک نشده است، مانند ماه نو که بر پیشانیام میدرخشد. اگر لبهایم خاموش شود، من همچنان به یاد تو خواهم بود.
هوش مصنوعی: من با introspection و تفکر عمیق خود، به شناختی از واقعیات دست یافتم که مانند هزاران آینه در تاریکی شب است. این درک، به من نشان داد که اشتباهاتم و پشیمانیام میتواند به روشنی و وضوح در درونم تجلی یابد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.