زرنگ ناز چون گل بزم عشرت چیدنت نازم
چو شمع از شوخی برق نگه بالیدنت نازم
ز خاموشی به هم پیچیدهای شور قیامت را
به جیب غنچه توفانهای گل دزدیدنت نازم
نبود این دشت ای پای تمنا قابل جولان
به رنگ اشک در اول قدم لغزیدنت نازم
همه لطفی و از حال من بیدل نهای غافل
نظر پوشیده سوی خاکساران دیدنت نازم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و لطافت محبوب خود میپردازد و او را به گل تشبیه میکند. او از ناز و فریبایی نگاه و حرکات محبوب سخن میگوید که همچون شمعی روشنیبخش است. احساسات و شور و شوق عاشقانهاش را در مقابل خاموشی و بیحرکتی زندگی بیان میکند و نشان میدهد که در برابر ناز و زیبایی محبوب، راهی جز تسلیم ندارد. در نهایت، شاعر با اشاره به توجه محبوب به خود، از غفلت او نسبت به حالش سخن میگوید و به نوعی از عشق و توجه متقابل اشاره میکند.
هوش مصنوعی: عزیزم، مانند گل زیبایی که در میهمانی عشق چیدهای، من هم افتخار دارم. رفتار لطیفت مرا به یاد شمعی میاندازد که از نور چشم تو میدرخشد.
هوش مصنوعی: از سکوت تو، هیجانی به وجود آمده که مانند قیامت است؛ به طوری که طوفانهای گل را در گنجهات پنهان کردهاید.
هوش مصنوعی: این دشت بیپایان برای تو که آرزوی بسیار داری، قابلیت حرکت ندارد و با نخستین لغزش قدمهایت، به رنگ اشکها در آمده است. من به زیبایی و ناز تو افتخار میکنم.
هوش مصنوعی: همه خوبیها به سمت توست و تو از حالت من بیخبر هستی. نگاه خفیانهات به سوی خاکنشینان، باعث افتخار من است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
قیامت کرد گل در پیرهن بالیدنت نازم
جهان شد صبح محشر زیر لب خندیدنت نازم
در آغوش نگه گرد سر بیتابیات گردم
به تحریک نفس چون بوی گل گردیدنت نازم
عتاب بحر رحمت جوش عفوی دیگر است اینجا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.