داغم ز ابر دیده به شبنم گریستن
یعنی که بیش از این نتوان کم گریستن
ای دیده با لباس سیهگریهات خوش است
دارد گلاب جامهٔ ماتم گریستن
بر ساز زندگانی خود نیز خندهای
تا چند در وفات اب و عم گریستن
تو ابن آدمی گرت امید رحمتی است
میراث دیده گیر ز آدم گریستن
گر شد دل از نشاط و لب از خنده بینصیب
یارب ز چشم ما نشود کم گریستن
ضعف اینچنینکه خصم توانایی منست
مشکل که بیرخ تو توانم گریستن
شبنم ز وصل گل چه نشاط آرزو کند
اینجاست بر نگاه مقدم گریستن
کس اینقدر ادب قفس درد دل مباد
اشکیم و نیست طاقت یکدم گریستن
تاکی درین بهار طرب خندههای صبح
این خنده توام است به شبنم گریستن
شیرازهٔ موافقت آخر گسستنی است
باید دو روز چون مژه با هم گریستن
خجلت رضا به شوخی اشکم نمیدهد
میبایدم به سعی جبین نم گریستن
بیدل ز شیشههای نگون باده میکشند
زیباست از قدی که شود خم گریستن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و غم خود صحبت میکند و به گریستن به عنوان حالتی طبیعی و لازم در زندگی اشاره میکند. او از دیدگانش میخواهد که با لباس سیاه گریه، به عواطفش زیبایی ببخشند و در عین حال از زندگی و خنده نیز غافل نشود. شاعر به امید داشتن رحمتی از جانب خداوند، گریستن را همچنان ادامه میدهد و به عشق و وصال معشوقش نیز اشاره میکند. او بیان میکند که در میان شادیها و غمها زندگی، باید سرنوشت و جدایی را پذیرفت و به شکل خاصی از اشک و احساس خود نسبت به دنیا بازگو کند. در نهایت، به زیبایی و لطافت گریه در شرایط مختلف زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: غصهام به اندازهای است که اشکهایم به مانند شبنم میچکد. این یعنی اینکه نمیتوانم از شدت ناراحتی کمتر از این گریه کنم.
هوش مصنوعی: ای چشم، خوش به حال تو که با لباس سیاه خود، گلاب و عطر جامهٔ سوگ را حس میکنی.
هوش مصنوعی: خودت هم در زندگی لبخندی بزن، تا اینکه در روز مرگ پدر و مادر، تنها به گریه نپردازی.
هوش مصنوعی: اگر به رحمت خداوند امیدوار هستی، از انسان بودن خود بهرهمند شو و به یاد داشته باش که آدم به خاطر رحمت خداوند، اشک میریزد.
هوش مصنوعی: اگر دل از شادی دور باشد و لب از خنده محروم، ای کاش از چشمان ما از گریه کم نشود.
هوش مصنوعی: من اینقدر ضعیف و ناتوان هستم که دشمنم قدرتش را نشان میدهد و به خاطر غیبت تو نمیتوانم حتی گریه کنم.
هوش مصنوعی: شبنم چگونه میتواند از پیوستن به گل شوق و شادی داشته باشد؟ در اینجا، به خاطر دیدن طلوع شخص محبوب، اشک میریزد.
هوش مصنوعی: هیچ کس نباید آنقدر بیادب باشد که درد دل را در قفس نگه دارد؛ من حتی طاقت یک لحظه گریه کردن را هم ندارم.
هوش مصنوعی: در این بهار شادابی، خندههای صبح به تو وابسته است و این لطافت را به شبنم اشک تبدیل کردهام.
هوش مصنوعی: در نهایت، پیوند موافقت از هم جدا خواهد شد، پس بهتر است که به مدت دو روز مانند مژهها، با هم گریه کنیم.
هوش مصنوعی: شرمساری رضا باعث شده است که نتوانم با شوخی او اشک بریزم، اما باید سعی کنم که از عرق پیشانیام گریه کنم.
هوش مصنوعی: بیدل از چشمان شیشهای و شکستهاش شراب زیبایی میکشد، همچنان که به قامت حزین و گریانی مینگرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوش عشرت است دمبدم از غمگریستن
درزندگی چو شمع پی همگریستن
آنرا که نیست رنگ خلاصی ز چاه طبع
چون دلو لازم است بهعالمگریستن
غرق است پایتا بهسر اندرمحیط اشک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.