رسانده است به آن انجمن ز ما نرسیدن
هزار قافله آهنگ و یک دعا نرسیدن
نفسکشد چقدر محمل غرور تردد
به یک دوگام ره وهم تا کجا نرسیدن
تاملیکه جهان چیده سعی هرزه تلاشان
بر ابتدا تک و تاز و بر انتها نرسیدن
ز دیر وکعبه مپرسید کاین خیالپرستان
رسیدهاند به چندین مقام تا نرسیدن
چهگویم از مدد ضعف نارسایی طاقت
به خود رساند مرا سعی هیچ جا نرسیدن
تلاش هرزه مآلم درین بساط چه دارد
چکیدن از مژه چون اشک و تا به پا نرسیدن
زآبیاری اشکم چو نخل شمع چه حاصل
تنیده بر ثمر باغ مدعا نرسیدن
ز بسکه داشت جهات ظهور تنگ فضایی
گداخت شبنم گلزارش از هوا نرسیدن
تغافل است تماشاگر حقیقت اشیا
رسیدهگیر به هر یک بقدر وا نرسیدن
بس است آینه پرداز جرات من بیدل
عرق دمیدن و تا جبهه از حیا نرسیدن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به بیان ناکامیها و نرسیدن به اهداف و مقاصد خود میپردازد. او از تلاشهای بیحاصل و بینتیجه میگوید که به جایی نمیرسند و در این مسیر، حتی دعاها و تلاشهای معنوی هم ثمری ندارند. شاعر با تأمل در این موضوع، به بیان ضعف و نارسایی خود میپردازد و از تأثیرات منفی تلاشها بر روح و جسمش صحبت میکند. در نهایت، به نوعی از ناکامی در درک حقیقت و عدم موفقیت در تحقق آرزوها اشاره میکند و از آینههایی که تنها تصویر میسازند و راهی به حقیقت نشان نمیدهند، گلایه میکند.
هوش مصنوعی: دیدار با آن جمع به ما نمیرسد، اگرچه هزاران کاروان در تلاشاند؛ حتی یک دعا هم نتوانسته به آنجا برسد.
هوش مصنوعی: چقدر نفسگیر است و مملو از غرور بودن، در حالی که با یک یا دو قدم در مسیر توهمیم و هیچ وقت به مقصد واقعی نمیرسیم.
هوش مصنوعی: جهان به گونهای طراحی شده که تلاشهای بیهوده افراد، همواره در نقطه آغاز معلق میماند و هرگز به انتها نمیرسد.
هوش مصنوعی: از معبد و کعبه نپرس که این خیالپرستان به چه مقامهایی رسیدهاند، زیرا هنوز به آن مقامها نرسیدهاند.
هوش مصنوعی: نمیدانم چه بگویم از کمک کمبود و ناتوانی، چرا که تلاش من مرا به جایی نمیرساند.
هوش مصنوعی: تلاش کردن بیفایده من در این شرایط چه سودی دارد؟ فقط مانند اشکی که از مژهها میچکد، احساساتی زودگذر و بیمعناست، و هرگز به مقصد واقعی نمیرسد.
هوش مصنوعی: از اشکهایم که مانند آبیاری درخت نخل است، چه بهرهای میتوان برد؟ درختی که برمیآید ولی به میوه نرسیده است.
هوش مصنوعی: به علت اینکه فضا برای بروز زیباییها بسیار محدود است، شبنمی که بر گلزار نشسته است، از هوای اطرافش تبخیر نمیشود و نمیتواند به سایر جاها برسد.
هوش مصنوعی: نادانی در این است که انسان فقط به ظواهر اشیا توجه کند و نتواند عمق حقیقت آنها را درک کند؛ هر یک به اندازهای که از واقعیت دور هستند، به چشمش میآید.
هوش مصنوعی: کافی است که آینهدار به من جرات دهد، من بیدل و بیپروا از شدت شرم به جبهه نمیرسم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.