گر ز بزم، آن بت ساقی لقب آید بیرون
شیشهها جام بهکف تا حلب آید بیرون
تا به چشمش نگرم دیده شود ساغر می
چون برم نام لبش گل زلب آید بیرون
گر زند بال هوا داری مست نگهش
تا ابد مروحه برگ عنب آید بیرون
ننگ غیرتکدهٔ عشق به عرض آمدهایم
همچو تبخال که از جوش تب آید بیرون
پردهٔ نامه سیاهان ندرٌد رحمت عام
حیف کز خامهٔ خورشید شب آید بیرون
جستن از وسوسهٔ شیر و پلنگ آنهمه نیست
مرد باید که ز چنگ غضب آید بیرون
لب ما پردهدر راز تمنا نشود
ناله هر چند گریبان طلب آید بیرون
گام اول چو شرر پا نخورد ممکن نیست
هرکه یکباره ز وضع ادب آید بیرون
سنگسار هوس نقش نگین نتوان شد
کاش نامم ز جهان نسب آید بیرون
آه از آن سرکه درین غمکدهٔ یاس چو صبح
ازگریبان به هوای طرب آید بیرون
نقطه واری ز حیا مهر به لب زن بیدل
تا کلامت همه جا منتخب آید بیرون



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و هوای عاشقانه و تپشهای دل پرداخته و با استفاده از مجاز و استعاره به عواطف خود نزدیک میشود. او از زیباییها و اثرات عشق میگوید و میخواهد با نگاه به معشوق، حالتهای مختلفی را تجربه کند. مفاهیمی چون عشق، حیا، و وسوسه در این شعر برجسته هستند و شاعر به جستوجوی حقیقت و آرامش در دنیای آشفته عاشقانه خود میپردازد. بیدل با بیانی عاطفی و زیبا، معانی عمیق و درونی عشق را به تصویر میکشد و توصیف میکند که چگونه احساسات انسانی به سادگی میتواند در اثر محبت متجلی شود.
هوش مصنوعی: اگر آن معشوقه، که لقب ساقی را دارد، از مجلس بیرون بیاید، باید شیشهها را پر از جام کنیم تا به حلب برسیم.
هوش مصنوعی: هر بار که به چشمانش نگاه میکنم، دلم میخواهد مثل ساغر می پر از عشق و شوق باشد. وقتی نام لبهایش را میبرم، حس میکنم گلها از لبهایم بیرون میآیند.
هوش مصنوعی: اگر پرندهای به هوای تو پرواز کند، مستاش کن و تا همیشه او را در حالت شادابی نگهدار تا ریشههایش همچون برگ انگور از زمین بیرون بیایند.
هوش مصنوعی: ما با غیرتی همچون تبخال که از تب بیرون میزند، به صحنه عشق آمدهایم و ننگ و عیب آن را بر دوش میکشیم.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نور و رحمت الهی به همه جانها میرسد و هیچ کس نمیتواند از آن محروم شود. این نعمت به مانند نوری است که از خورشید میتابد و حتی در شرایط سخت و تاریک، میتوان انتظار داشت که در نهایت نور و امید به دست آید.
هوش مصنوعی: مرد باید بتواند از دام و خطرهای بزرگ مانند شیر و پلنگ بگریزد، اما خروج از چنگال خشم و غضب کار سختتری است که نیاز به شجاعت و قدرت دارد.
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است دل ما پر از آرزوها و خواستهها باشد، اما این احساسات را نمیتوان به زبان آورد. هر چقدر هم که در جستجوی عشق و محبت باشیم، نمیتوانیم به راحتی از آنچه در درون داریم، پردهبرداری کنیم.
هوش مصنوعی: اولین قدم مانند جرقهای است که نمیتواند پایش را بر زمین بگذارد. این بدان معناست که کسی نمیتواند به یکباره از آداب و رفتارهای مناسب خارج شود.
هوش مصنوعی: خواستههای زودگذر و بیارزش مانند سنگی هستند که نمیتوانند مرا به جایگاهی شایسته برسانند. ای کاش نامم از این دنیا پاک شود و دیگر در این بازیها شرکت نکنم.
هوش مصنوعی: ای کاش از آن سرکه در این خانه پر از غم و اندوه، همچون صبح که از دل شب به شوق شادی و نشاط بیرون میآید.
هوش مصنوعی: حیا و شرم در چهرهات مانند نقطهای است که زیبایی کلامت را به هر جا منتقل میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.