درین محفلکه پیدا نیست رنگ حسن مقصودی
چراغ حسرت آلود نگاهم میکند دودی
چو آن شمعی که از فانوس تابد پرتو آهش
درون بیضهام پیداست بال شعله فرسودی
خروش بینواییهای من یارب که میفهمد
چو مژگانم ز سر تا پا زبان سرمهآلودی
طریق بندگی ناز فضولی برنمیدارد
تو از وضع رضا مگذر چه مقبولی چه مردودی
عدم ایمای اسرارت، وجود اظهار آثارت
ز نیرنگ تو خالی نیست معدومی و موجودی
به یک مژگان زدن آیینه بیتمثال میگردد
به حیرت ساز رنگ خودنمایی میبرد زودی
به تیغ آبرو گنج زر و گوهر نمیارزد
اگر انصاف باشد طبع مایل نیست بیجودی
مشو غافل ز وضع فقر اگر آرام میخواهی
چو صحرا خاکساری نیست بیدامان مقصودی
به رنگ طوق قمری در هوای سرو موزونت
کند خاکسترمن ناله از هر حلقهٔ دودی
به راه انتظار جلوهای افکندهام بیدل
چو شمع از چهرهٔ زرین خود فرش زر اندودی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از حسرت و درد دل خود در محافل عاشقانه میگوید و به حالتی از ناامیدی و اندوه اشاره میکند. او به بیاعتباری تلاشهای خود برای جلب توجه معشوق اشاره دارد و از سرگذشت پیچیدهٔ عشق و زیبایی مینالد. با تصاویری از آتش و دودی، تنهایی و فقدان خود را نشان میدهد و بر این نکته تأکید میکند که در دنیای عشق، هیچ چیز به سادگی نمیگذرد. شاعر به زیبایی و ناز معشوق و تأثیر آن بر روح و جان خود اشاره میکند و در نهایت به ناچار بودن در این مسیر عشق و انتظار تأکید دارد.
هوش مصنوعی: در این جمعی که زیباییِ دلخواهی به چشم نمیخورد، نگاه من با حسرت مثل چراغی که در دودی روشن است، میتابد.
هوش مصنوعی: مانند شمعی که از چراغ روشنایی میگیرد، نور آه و نالهاش در عمق وجودم نمایان است و بالهای شعلهاش نیز پژمرده شده است.
هوش مصنوعی: ای خدای مهربان، صدای نالهها و دردهای من را بشنوید. آیا کسی میتواند درک کند که چشمانم به شدت غمگین و پر از اشک هستند؟
هوش مصنوعی: در راه بندگی، مراقب باش که به ناز و زیبایی دیگران فریب نخورده و از رضایت خود منحرف نشوی. خواه تو در چشم مردم مورد قبول باشی یا نه، مهم این است که به رضایت درونی خود توجه کنی.
هوش مصنوعی: غیاب رازهای تو باعث میشود که وجود آثار تو، بههیچوجه از دسیسههای تو خالی نباشد و در واقع، بین نبودن و بودن تو، تفاوتی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: با یک نگاه از طرف چشمان کسی، آینه بیتصویر میشود و در نتیجه به تعجب میافتد. این زیبایی به سرعت خود را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: آبرو و شخصیت انسان به قدری ارزشمند است که هیچ ثروتی مانند طلا و جواهر نمیتواند با آن مقایسه شود. اگر به انصاف نگاه کنیم، انسان به طور طبیعی تمایلی به بیاعتباری و بدون ارزش بودن ندارد.
هوش مصنوعی: اگر در پی آرامش هستی، نباید از وضعیت فقر غافل شوی، زیرا مانند بیابان، خاکساری وجود ندارد که به آن اتکا کنی، مگر آنکه به مقصود خود برسی.
هوش مصنوعی: در هوای دلانگیز تو، خاکستر وجود من مانند طوقی از رنگ قمری، ناله میکند و هر حلقهٔ دود را به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: من در مسیر انتظار همچون شمعی ظاهر شدم که از چهرهٔ زیبای خود تابش و روشنی میافشاند و درختی پر از طلا را به نمایش میگذارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خداوندا تن خصمان برنج اندر بفرسودی
معادی بر زیان از تو تو از تائید بر سودی
مخالف را ز راه چشم خون دل بپالودی
موافق را بناز و نوش جان و دل بیالودی
بدل ز آئینه فرهنگ زنگ رنگ بزدودی
[...]
شها خورشید کیهانی چراغ آل محمودی
چو روی خویش مسعودی و چو رای خویش محمودی
به همت همچو خورشیدی به قدرت همچو گردونی
به سیرت همچو محمود به صورت همچو مسعودی
تو سیف دولت و دینی ابوالقاسم سرجودی
[...]
اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی
به تبریز آمدی این دم بیابان را بپیمودی
بپر ای دل که پر داری برو آن جا که بیماری
نماندی هیچ بیماری گر او رخسار بنمودی
چه کردی آن دل مسکین اگر چون تن گران بودی
[...]
اگر نه درد او بودی دوای دل که فرمودی
و گر نه عشق او بودی طبیب ما که می بودی
خیالش نقش می بندم به هر حالیکه پیش آید
نیابم خالی از جودش وجود هیچ موجودی
بیا و نوش کن جامی ز دُرد درد عشق او
[...]
مکش رنج تأمل گر زیان خواهی و گر سودی
درنگ عالم فرصت نمیباشد کم از دودی
جهان یکسر قماش کارگاه صبح میبافد
ندارد این کتان جز خاک حسرت تاری و پودی
خیال آباد امکان غیر حیرت بر نمی دارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.