عالمی بر باد رفت از سعی بیپا و سری
خامهها در مشق لغزشگم شد از بیمسطری
فرصت جمعیت دل نوبهار مدعاست
غنچه خسبیها مقدم گیر بر گل بستری
گفتگو بنیاد تمکینت به توفان میدهد
گر همهکهسار باشی زین صداها میپری
بیمحابا دم مزن گر پاس دل میبایدت
با نفس دارد حباب آیینهٔ میناگری
ریزش اشکی چو شمعت خضر مقصدکردهاند
کاش با این لغزش از استادگیها بگذری
ربشه برگردون دوانیدیم و عجز ما بجاست
سعی بالیدن نبرد از پهلوی ما لاغری
در پی ما انفعال سرنوشت افتاده است
نامهٔ ما را مپیچان خط ما دارد تری
زین اثرها کز سعادت خفته در بال هما
بر پر طاووس بایستی دکان مشتری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از ناپایداری و زوال عالم هستی و تلاشهای بیفایده انسان برای رسیدن به کمال سخن میگوید. او به ترکیب دل و زیباییهای زندگی اشاره میکند و به ضرورت استقبال از بهار و جوانی روح بهعنوان فرصتی نیکو اشاره مینماید. با تمثیلها و تصاویری چون حباب و آیینه، به fragility و شکنندگی انسانها و تجربههایشان در زندگی میپردازد. در نهایت، شاعر بر این عقیده است که در عدم تلاش و عجز، ترس از شکست نیز بیمعناست و سرنوشت ما به خودی خود در حال شکلگرفتن است.
هوش مصنوعی: شخصی با تلاش بسیار و بدون درک کافی، تمام دانش و تجربهاش را از دست داد و در نوشتن، به دلیل نداشتن اصول درست، دچار اشتباهات زیادی شد.
هوش مصنوعی: دل پر از امید و آرزوهای فراوان است، و این فرصت خوبی است که باید از آن بهرهبرداری کرد. همچنین، قبل از آنکه گلها شکوفا شوند، باید به غنچهها اهمیت بدهیم و از آنها مراقبت کنیم.
هوش مصنوعی: گفتوگو با تو میتواند قدرت و استقامتت را در برابر چالشها افزایش دهد، حتی اگر در برابر مشکلات بزرگ و سخت قرار بگیری، این صداها و گفتگوها میتوانند تو را از ترس و ناامیدی دور کنند.
هوش مصنوعی: بدون احتیاط حرف نزن، اگر به دل کسی اهمیت میدهی، باید مراقب نفس خود باشی؛ زیرا مانند حباب درون آینه، شکننده و ظریف است.
هوش مصنوعی: چشم شمعی مانند گریه میریزد، گویی که مقصدی از نو در پیش دارد. ای کاش با این لغزشها از موقعیتهای استوار عبور کنی.
هوش مصنوعی: ما مانند یک دانه گیاه به دور خود میچرخیم و ضعف و ناتوانیمان واضح است. تلاش برای بزرگ شدن و شکوفا شدن در کنار ما از خود لاغری نشان میدهد.
هوش مصنوعی: سرنوشت بعد از ما به حالت ایستایی در آمده است. نامهٔ ما را در هم نپیچ، زیرا نوشتهٔ ما رطوبت دارد و باعث تازگی و زندگی است.
هوش مصنوعی: به دلیل اثرهایی که از خوشبختی به جا مانده، باید در جایی که بر روی پر طاووس نشسته، به انتظار مشتری بایستی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای جهان را دیدن تو فال مشتری
کیست آن کو نیست فال مشتری را مشتری
گر ز عنبر بر سمن عمدا تو افکندی زره
آن زره که کاشته است از غالیه بر ششتری
آهوی بزمی تو با کبر پلنگانت چکار
[...]
ای شکسته تیره شب بر روی ، روشن مشتری
تیره شب بر روی روشن مشتری در ششتری
از شکر بر نقره داری دانۀ یاقوت سرخ
وز شبه بر عاج داری حلقۀ انگشتری
زلف مشکین تو پنداری که آزر بر نگاشت
[...]
ای شکنج زلف جانان بر پرند ششتری
سایبان آفتابی یا نقاب مشتری
توده توده مشک داری ریخته بر پرنیان
حلقه حلقه زلف داری بافته بر ششتری
گاه بر گلنار تازه شاخهای سنبلی
[...]
ای به رخسار و به عارض آفتاب و مشتری
آفتاب و مشتری را من به جانم مشتری
داری از سنبل نهاده سلسله بر آفتاب
داری از عنبر کشیده دایره بر مشتری
از سر زلف سیه با حلقههای سنبلی
[...]
ای پدیدار آمده همچون پری با دلبری
هر که دید او مر ترا با طبع شد از دل بری
آفتاب معنی از سایت بر آید در جهان
زان که از هر معنیی چون آفتاب خاوری
زهره مزهر بر تو سازد کز عطارد حاصلی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.