ز چه ناز بال دعوی به فلک گشاده باشی
تو غبار ناتوانی ته پا فتاده باشی
می عیش بیخمارت نفسی اگر درین بزم
سر از خیال خالی دل بیاراده باشی
قدمی اگر شماری پی عزم پرفشانی
به هزار چین دامن ز سحر زیاده باشی
ز تلاش برق تازان گروت گذشته باشد
تو اگر سوار همت دو قدم پیاده باشی
زنمو به رنگ شبنم طرب بهار این بس
که ز چشم تر کشی سر به در اوفتاده باشی
نسزد به مکتب وهم غم سرنوشت خوردن
خط این جریده پوچ است خوشت آنکه ساده باشی
همه را ز باغ اعمال نظر او نبست نازش
تو نم جبین نداری چه گل آب داده باشی
شرر پریده رنگت اگر این بهار دارد
ز مشیمهٔ تعین به چه ننگ زاده باشی
گل سرخوش و مستی طلبی است مابقی هیچ
اگر این خمار بشکست نه قدح نه باده باشی
چو جوانی و چه پیری به کشاکش است کارت
چو کمان دمی که زورت شکند کباده باشی
نروی به محفل ای شمع که زتنگی دل آنجا
به نشستن تو جا نیست مگر ایستاده باشی
سخنت به طبع مستان اثری نکرد بیدل
سر شیشههای خالی چقدر گشاده باشی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این غزل به مسائلی چون ضعف انسان و ناتوانی در برابر قضا و قدر میپردازد. شاعر به توصیف حالاتی میپردازد که در آن فرد از کمترین تواناییها برخوردار است و در عین حال به دنبال نیل به آرزوها و خواستههاست. او با زبانی استعاری، به مقایسه درختهایی میپردازد که در باغ اعمال خود میرویاند و اینکه انسان باید از وهم و نا امیدی دوری کند. در نهایت، شاعر به نقش آفرینی انسان در زندگی و تلاش برای ایجاد تغییر اشاره میکند و به بیثمری کلامی که در میخانهها و محفلها گم میشود اشاره دارد.
هوش مصنوعی: چرا با غرور و ناز از خود ستایش میکنی در حالی که در واقع در پایینترین وضعیت قرار داری و ناتوانی تو نمایان است؟
هوش مصنوعی: اگر بدون حضور تو در این مهمانی، لحظهای از خوشی را تجربه کنم، گویی که در دنیای خیال و بیتنهایی غرق شدهام.
هوش مصنوعی: اگر قدمی برداری و در پی تصمیم قاطعانهای با اراده و تلاش ادامه دهی، به مراتب بیشتر از هزار بار، موفقیت و زیبایی را در زندگیات تجربه خواهی کرد.
هوش مصنوعی: اگر تو در تلاش و کوشش، مثل برقی که با سرعت میتازد پیشروی کنی، اما تنها سوار بر اراده و همت خود باشی و قدمهای ناتوانی برمیداری، در واقع از رقبای خود عقب ماندهای.
هوش مصنوعی: زنی که به رنگ شبنم و شادابی بهار است، همین که از چشمان خیست نگاهی به او بیندازی، دل را میبرد و تو را به حیرت میاندازد.
هوش مصنوعی: خوردن خط این جریده پوچ، معنایی ندارد که در مکتب وهم و اندوه سرنوشت غرق شوی. خوش به حالتی که سادهدل باشی و از این مسائل دوری کنی.
هوش مصنوعی: همه چیز از نظر و خواست او به وجود آمده است. تو که ناز و عشوهات کم است، نمیتوانی با گل، آب و صفا چیزی از خود در بیاوری.
هوش مصنوعی: اگر رنگ و روی تو در این بهار زیبا کمرنگ شده، از چه تعریفی به وجود آمدهای که موجب ننگ تو باشد؟
هوش مصنوعی: گل شاد و سرمست به دنبال خوشی و لذت است و بقیه چیزها دیگر اهمیتی ندارند. اگر این حالت مستی و خوشی از بین برود، نه جامی خواهد بود و نه شرابی.
هوش مصنوعی: زمانی که جوان هستی یا پیر، در تلاش و زحمت هستی. همانند کمانی که هر لحظه ممکن است قدرتش تمام شود، باید در هر حالتی آماده و توانا باشی.
هوش مصنوعی: به آن محفل نرو، ای شمع، چون دلتنگی و غمات جایی برای نشستن ندارد و تنها میتوانی ایستاده باشی.
هوش مصنوعی: گفتارت تأثیری بر دلهای شاداب نداشت، بیدلیل است که بخواهی خیلی باز و گشاد به نظر بیایی وقتی که درونت خالی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.