تاراجگرگل بود بدمستی اجزاها
کهسار تهی گردید از شوخی میناها
مستقبلاین محفل جز قصهٔ ماضی نیست
تا صبحدم محشر دی خفته به فرداها
دشوار پسندیها بر ماگره دل بست
گرخون نخورد فطرت حل است معماها
معنی همهمشکوف است، تأویل عبارت چند؟
تمثال نمیخواهد آیینهٔ سیماها
نامحرمی عالم تا حشر نگرددکم
افتاده به روی هم پنهانی و پیداها
وحدت نکند تشویش از بیش وکمکثرت
سرچشمه چه نم بازد از خشکی دریاها
کس مانع جولان نیست اما چه توانکردن
چون آبله معذورند دامن به ته پاها
از خاک تو تاگردیست موضوع پرافشانی
در خواب عدم باقیست هذیان من و ماها
پیش است به هرگامت صد مرحله نومیدی
دنیا نفسی دارد آمادهٔ عقباها
در چارسوی اوهام تا کی الم تنگی
برگوشهٔ دل پیچید یک دامن و صحراها
بیدل طرب و ماتم مفت اثر هستیست
ما کارگه رنگیم رنگ است تماشاها



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بازتاب احساسات و اندیشههای عمیق خود میپردازد. او از گذر ایام و تأثیر آن بر روح انسان سخن میگوید و به حسرت گذشته و ناامیدی از آینده اشاره میکند. با ذکر تصاویری از طبیعت و عواطف انسانی، ناپایداری دنیا و تزلزل در معنای وجودی را بیان میکند. در نهایت، شاعر به دشواریهای درک حقیقت و جوهر وجود اشاره میکند و به نوعی از تداوم زندگی در تمامی ابعاد آن، چه درد و چه شادی، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: این شعر به تصویری از طبیعت و تأثیرات از احساسات انسانی میپردازد. در آن، دلخوشی و سرخوشی باعث خراب شدن روحیه و وضعیت طبیعی میشود. به عبارتی دیگر، شادی و شگفتی میتواند به شکل منفی بر دنیای اطراف اثر بگذارد و طبیعت را از زیباییها و رونق خود خالی کند.
هوش مصنوعی: آیندهٔ این مجلس تنها داستانی از گذشته است و تا صبح قیامت، روز دیروز در خواب فرداها خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر به سختیهای زندگی دل ببندیم و در برابر مشکلات ایستادگی کنیم، در نهایت فطرت ما توانایی حل معماها و چالشها را خواهد داشت، حتی اگر در ابتدا آن مشکلات و سختیها خونچکان به نظر برسند.
هوش مصنوعی: معنی همهچیز روشن است و نیازی به تفسیر ندارد. مانند اینکه تصویرها به آینه نیازی ندارند تا نمایش داده شوند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که جهان برقرار است، رابطههای پنهانی و آشکار میان نامحرمان ادامه خواهد داشت و کم و کاستی از آنها کاسته نخواهد شد.
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است در دنیای مادی ما تعداد و کثرت وجود داشته باشد، اما این تنوع نباید باعث ایجاد تشویش و بلاتکلیفی در ما شود. چون از تنوع و تفاوتها نمیتوان به وحدت و یکپارچگی حقیقی دست یافت. مانند این که باران از دریاها به زمین نمیریزد مگر این که دریاها به حد کافی پرآب باشند و دریاها هرگز به دلیل کم آبی نمیتوانند باران ببارند. این به ما یادآوری میکند که از عمق و وحدت واقعی فراموش نکنیم.
هوش مصنوعی: هیچ مانعی برای جلوهگری وجود ندارد، اما چه میتوان کرد که همچون کسی که دچاره آبله است، نمیتواند به راحتی حرکت کند و پای او محدودیتهایی دارد.
هوش مصنوعی: این زمین که از آن خوب و پربار هستی، محلی برای برآمدن و شکفتن است، اما در دنیای عدم، آنچه به نظر میرسد تنها خیال و باوری بیپایه است.
هوش مصنوعی: هر قدمی که برمیداری، صد مرحله ناامیدی در دنیا وجود دارد، اما در عوض، هر نفسی که میکشی، آمادهسازی برای زندگی بعد از این دنیاست.
هوش مصنوعی: در دنیای خیالات و تفکرات، تا چه زمانی این درد و رنج که در گوشهٔ دل جای گرفته، به دور خود میچرخد؟ انگار که یک دامن از مشکلات و چالشها را به دور خود پیچیده است و فضاهای وسیع و بیپایانی را اشغال کرده.
هوش مصنوعی: زندگی ما پر از شادی و اندوه است؛ ما در این دنیای رنگارنگ، مانند هنرمندانی هستیم که به تماشای رنگها و زیباییها میپردازیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
از روی تو بر مصحف چون نور فتد ماها
از طره مشکینت خوانیم دراو طاها
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.