برون تازست حسن بیمثال از گرد پیدایی
مخوان بر نشئهٔ نازپری افسون مینایی
فریب آب خوردن تا کی از آیینهٔ هستی
دو روزی گو نباشد کشتی تمثال دریایی
گوه قتل مشتاقان فسوس قاتلست اینجا
ندارد خون کس رنگی مگر دستی به هم سایی
ز اعیان قطع کن افسانهٔ شکر و شکایت را
همان سطریست نامفهوم طوماریکه نگشایی
نگردی از عروج نشئهٔ دیوانگی غافل
خمی دارد فلک هم از کلاه بی سر و پایی
جنون عشق توفان میکند در پردهٔ شوقم
گریبان میدرٌد از بند بند نی دم نایی
به شوخیهای کثرت سعی وحدت بر نمیآید
چه سازد گر نسازد با خیالی چند تنهایی
به تمثالی که در چشمت سر و برگ چمن دارد
ز خود رنگی نمیکاهیکه بر آیینه افزایی
وداع خودنمایی کن ز ننگ ذرگی مگذر
چوگمگشتی به چشم هرکه آیی آفتاب آیی
ازین عبرتسرا گفتم چه بردند آرزومندان
حقیقت محرمانگفتند: داغ ناشناسایی
به شغلگفتگو مپسند بیدلکاهش فطرت
به مضراب هوس تاکی چوتارساز فرسایی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و رازآلودگی عشق میپردازد و از حقایق پنهان در پس زیباییهای ظاهری سخن میگوید. او بر این باور است که زیباییهای دنیا فریبنده هستند و باید از آنها رهایی یابیم. عشق و جنون به عنوان دو نیروی قدرتمند در زندگی انسانی معرفی میشوند که موجب دگرگونی و شعف میشوند، اما در عین حال انسان را به درد و تنهایی نیز دچار میکنند. شاعر بر عدم اکتفا به ظاهر زیبایی تأکید میکند و به عمق حقیقت و معرفت اشاره مینماید. در پایان، تأکید میکند که نهتنها زیباییهای ظاهری بلکه خودِ فردیت و واقعیتهای درونی مهمتر از آن است.
هوش مصنوعی: زیبایی بینظیر او در خارج از دایره فانی و دنیایی که میشناسیم، قرار دارد و نباید او را در دنیای ظاهر و دنیای زودگذر، معرفی کرد. او در مقام یک نازپروده، جاذبهای جادویی و افسونگر دارد.
هوش مصنوعی: تا چه زمانی میخواهی خود را به فریب آب خوردن مشغول کنی؟ به یاد داشته باش که زندگی دو روز بیشتر نیست و این تصویرهای ظاهری مانند کشتیای در دریا هستند که زودگذرند.
هوش مصنوعی: در اینجا، کشته شدن عاشقان در فسا اتفاقی است که هیچ کس خونشان را نمیبیند و تنها نشانی از عشق و دوستی میان افرادی که یکدیگر را ملاقات میکنند، باقی مانده است.
هوش مصنوعی: از چیزهایی که به ظاهر زیبا و دلنشیناند، مانند داستانهای شیرین و نارضایتیها دوری کن. این مطلبی است که مانند نوشتهای دشوار و پیچیده است و تو هرگز آن را نخواندهای.
هوش مصنوعی: اگر از حال و هوای دیوانگی و حالتهای بالا رفتن غافل شوی، بدان که آسمان هم به نوعی بیسر و پا است و در خود خمیدگی دارد.
هوش مصنوعی: عشق تو در دل من طوفانی بهپا میکند و شوقی عمیق در وجودم شکل میگیرد. این احساس چنان شدید است که مرا از قید و بندهایم آزاد میکند و مانند نیای میلرزانم.
هوش مصنوعی: شوخیهای زیاد نمیتوانند به وحدت واقعی کمک کنند، در واقع چه فایدهای دارد اگر با تصورات نادرست، احساس تنهایی کنیم؟
هوش مصنوعی: به یادگار چهرهات که شبیه به چمن سبز و زیباست، نیازی به رنگآمیزی خودت نیست؛ تنها با نگریستن به آینه، زیباییات بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: با دقت و زیبایی رفتار کن و از کوچکترین نواقص خود بپرهیز، چون وقتی در چشمان دیگران ظاهر میشوی، باید همچون خورشید درخشان باشید.
هوش مصنوعی: در این مکان عبرتآموز، از کسانی که به دنبال حقیقت هستند سوال کردم که چه چیزهایی بدست آوردند. آنها پاسخ دادند: درد ناشناخته بودن.
هوش مصنوعی: به حرفهای بیمورد و بیفایده دل نبند. انسانها ممکن است به خاطر خواستههای نفسانی خود دچار کاهش روحیه و معنویت شوند، همانطور که موسیقیدانان ممکن است به خاطر فرسودگی، ساز خود را ضعیف کنند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بهار آمد من و هر روز نو باغی و نو جایی
به گشتن هر زمان عزمی به بودن هر زمان رایی
قدح پر باده رنگین به دست باده پیمایی
چو مرغ از گل به گل هر ساعتی دیگر تماشایی
نگاری با من و رویی نه رویی بلکه دیبایی
[...]
شبی تاری چو بیساحل دمان پر قیر دریائی
فلک چون پر ز نسرین برگ نیل اندوده صحرائی
نشیب و توده و بالا همه خاموش و بیجنبش
چو قومی هر یکی مدهوش و درمانده به سودائی
زمانه رخ به قطران شسته وز رفتن برآسوده
[...]
ایا بی حد و مانندی که بی مثلی و همتایی
تو آن بی مثل و بی شبهی که دور از دانش مایی
ز وهمی کز خرد خیزد تو زان وهم و خرد در وی
ز رایی کز هوا خیزد تو دور از چشم آن رایی
پشیمانست دل زیرا که تو اسرارها دانی
[...]
خرد را دوش میگفتم که ای اکسیر دانایی
همت بیمغز هشیاری همت بیدیده بینایی
چه گویی در وجود آن کیست کو شایستگی دارد
که تو با آب روی خویش خاک پای او شایی
کسی کاندر جهان بیهیچ استکمال از غیری
[...]
زهی اخلاق تو محمود همچون عقل و دانائی
زهی ایام تو مشکور همچون عهد برنائی
امام شرق رکن الدینکه سوی حضرتت دایم
خطاب انجم و چرخست مولانا و مولائی
اضافت با کف رادت ز گیتی گنج پردازی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.