وفاق تخم ثباتی نکاشت در دل و دینها
به حکم یأس دمیدیم از این فسرده زمینها
چو غنچه در پس زانوی انتظار جدایی
نشسته در چمن ما هزار رنگ کمینها
در این زمانه سر نخوتی کشیده به هرسو
ز نقشخانهٔ پا در هوای چنبر زینها
غم معاش به تاراج حسن تاخته چندان
که لاغری ز میان رفته فربهی ز سرینها
نم مروتی از خلق اگر رسد به خیالت
چکیده گیر به خاک از فشار چین جبینها
نظر نکرده به دل مگذر ای بهار تعین
تغافل از چه به صیقل زنند آینهبینها
حضور عبرت و اسباب راحت این چه خیال است
مژه نبسته به خواب است چشم سایهنشینها
به نام شهرت اقبال زندگی نفروشی
که زهر در بن دندان نهفتهاند نگینها
نفس گداخت خجالت به خاک خفت قناعت
ولی چه سود علاج غرض نمیشود اینها
تظلم دم پیری کجا برم من بیدل
رسید مو به سپیدی کشید پوست به چینها



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به مضامین ناامیدی و دلزدگی از زندگی میپردازد. او از وضعیت خود و دیگران در دنیایی صحبت میکند که امید و ثبات در آن وجود ندارد و در عوض، غم و ناتوانی زندگی را تحت تأثیر قرار دادهاند. انتظار و جدایی به درد و رنج انسانها افزوده و صدماتی به روح و جسم آنان وارد کرده است. همچنین، شاعر به تظلم و نشانههای پیری و گذر زمان اشاره میکند و متذکر میشود که در این آشفته بازار، ارزش حقیقی زندگی و خوشیها به سادگی قربانی میشوند. در نهایت، او بر این نکته تأکید دارد که باید از نام و شهرت پرهیز کرد چرا که در پس آن خفا، زهر وجود دارد.
هوش مصنوعی: ما در دل و ایمانها اتحاد و آرامش را کاشتیم، اما به دلیل ناامیدی، از این زمینهای بیحاصل روحیهای سست و خالی به وجود آوردیم.
هوش مصنوعی: مانند غنچهای که در انتظار جدایی نشسته است، در باغ ما هزار رنگ کمین و پنهان شده است.
هوش مصنوعی: در این دوران، به نظر میرسد که خودخواهی و غرور به هر سمتی گسترش یافته و از دنیای هنر و زیبایی به صورت گستردهای تأثیر گذاشته است.
هوش مصنوعی: غم زندگی و مشکلات روزگار آنقدر بر دل و جان آدمی فشار آورده که لاغری و نازکی از بدن رفته و افرادی که قبلاً دارای قوت و نشاط بودند، اکنون تحت تأثیر این غمها دچار ضعف و ناتوانی شدهاند.
هوش مصنوعی: اگر از مردم، نیکی یا مهری به خاطر تو به دل کسی بیفتد، آن را چون قطرهای در نظر داشته باش و خود را به خاک بیفکن تا از شدت فشار پیشانیها آرامش بیابی.
هوش مصنوعی: ای بهار، وقتی که به دلها توجهی نکردهای، چرا به سادگی میگذری؟ کسانی که عمیقاً میبینند و میسنجند، درک میکنند که باید چگونه این حالت را مدیریت کرد.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به مشاهدهای اشاره دارد که افراد در حالت بیداری و واضحی هستند، اما به نظر میرسد آنچه را که باید ببینند درک نمیکنند. حضور عبرت و نشانهها به دور از راحتی و آرامش نشاندهندهی این است که زندگی در حال گذر است و وقایع به ما عبرت میدهند، ولی بسیاری از انسانها با وجود این نشانهها در خواب غفلت به سر میبرند و نمیپندارند که چه چیزی در اطرافشان در حال وقوع است.
هوش مصنوعی: به خاطر نام و شهرت زندگیات را فدای مال و ثروت نکن، چون در زیر ظاهر زیبای آن، خطرات و مشکلات پنهان وجود دارد.
هوش مصنوعی: نفس انسان سرشار از خجالت است و در دنیای قناعت و بینیازی خوابیده، اما در مقابل، چه فایده دارد؟ چرا که درمان خواستهها و نیازها اینطور نمیشود.
هوش مصنوعی: کجایم بروم که در روزگاری که پیری بر من میتازد، در دل ناله میزنم و موهایم به سفیدی میگراید و چروکهای صورتم نمایان میشود؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.