خون بسته است ازغم آن لعل پان به لب
دندان شکستهای که فشارد زبان به لب
عیش وصال و ذوقکنار آرزویکیست
ماییم و حرف بوسی ازآن آستان به لب
صبحی تبسمی به تأمل دماندهایم
زانگرد خطکه نیست چو حرفشنشان بهلب
راهی به درد بیاثری قطعکردهایم
همچون سپندم آبله دارد فغان به لب
از بسکه امتحانکدهٔ وهم هستیام
آید نفس چوآینهام هر زمان به لب
عشاق تا حدیث وفا را زبان دهند
چون شمع میدود همه اجزایشان به لب
بیخامشیگم است سررشتهٔ سخن
بندی زبان بهکامکه یابی دهان به لب
دلکوب فطرت است حدیث سبکسران
چون پنبه نامکوه نیایدگران به لب
خواهی نفس فروکش و خواهی به نالهکوش
جولان عمررا نکشدکس عنان به لب
خلقی بهحرف وصوت فشردهست پای جهد
راهی چو خامه میرود اینکاروان به لب
سیری ز خوان چرخکسی را بهکام نیست
دارد هلال هم سخن از حرف نان به لب
سعی ضعیف خلق به جایی نمیرسد
گرمرد قدرتی نفست را رسان به لب
بیدل به جلوهگاه نثار تبسمش
آه از ستمکشیکه نیاورد جان به لب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان غم و اندوه خود از جدایی و ناکامی میپردازد. او با تصاویری عمیق از عشق و فراق، حس سردرگمی و درد ناشی از بیوفایی را توصیف میکند. ایماژهایی از لبان بسته و دندان شکسته نشاندهندهی سختیهایی است که بر دل عاشق میگذرد، در حالی که آرزوی وصال در دل او زنده است. شاعر از عدم موفقیت در امتحانهای عشق و زندگی میگوید و اشاره میکند که بدون سخن گفتن و بیان احساسات، زندگی معنایی ندارد. در نهایت، غزل به این نکته میرسد که درد و رنج عشق هیچگاه محو نمیشود و تلاشهای انسان به تنهایی کافی نیست، مگر آنکه قدرتی برتر به یاری او بیاید.
هوش مصنوعی: از غم آن لعل زیبا، که لبهایش را دندانهای شکسته میفشارد، خون به دل من نشسته است.
هوش مصنوعی: زندگی خوش و لحظات شیرین همراهی و نزدیکی به کسی، آرزوی کیست؟ ما هستیم و تنها سخن از بوسه از آن درگاه بر لب داریم.
هوش مصنوعی: در صبح، با دقت و اندیشیدن، به حالتی خسته و غمگین نگاه میکنیم که در آن هیچ نشانی از شادی و صحبت وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ما در مسیری حرکت کردهایم که بینتیجه است، همانطور که سپند (مؤلفهای از هدایتی) بر اثر زخمهایش نالهاش به لب رسیده است.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه دنیای خیالی و وهمی من پر از آزمایش و امتحان است، نفس من همیشه به مانند آینهای در لبانم ظاهر میشود.
هوش مصنوعی: عاشقان وقتی درباره وفا صحبت میکنند، مانند شمعی میشوند که با ذوب شدن، تمام اجزایشان به سمت لبانشان میرود.
هوش مصنوعی: اگر سکوت کنی، سرنخهای گفتوگو را گم خواهی کرد. تا زمانی که زبانت را در کنترل خود نداشته باشی، نمیتوانی آنچه را که میخواهی بیان کنی.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی اشاره دارد به اینکه طبیعت انسان به گونهای است که از حرفهای بیمقدار و سبکسریها ضربه میزند. مانند اینکه وقتی کوهی ضخیم و بزرگ وجود دارد، صحبتهای بیارزش و سبکسرانه به راحتی به گوش نمیرسد و تأثیر چندانی ندارد. بنابراین، قلب انسان از شنیدن این گونه سخنان آزار میبیند، اما به طور کلی از آنها بیتفاوت است.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی، میتوانی نفس خود را آرام کنی و اگر تمایل داشته باشی، میتوانی با ناله و فریاد تلاش کنی. اما در نهایت، هیچکس نمیتواند زندگی را در کنترل خود بگیرد و آن را به تأخیر اندازد.
هوش مصنوعی: مردم بهوسیلهی کلمات و صداها ارتباط برقرار میکنند و تلاش میکنند تا راهی برای بیان خود پیدا کنند، مانند کاروانی که بهسمت مقصد خود حرکت میکند و کلمات همچون قلمی بهکار میروند.
هوش مصنوعی: هیچکس از سفرهٔ زندگی سیر نمیشود و هلال ماه هم از حرف نان بر زبان دارد.
هوش مصنوعی: تلاش نامناسب و ضعیف مردم به هیچ نتیجهای نمیرسد، مگر اینکه در لحظهای دشوار، نیروی درونی و قدرتی که در وجودت هست را به کار بگیری.
هوش مصنوعی: بیدل در فضایی که لبخند او را به نمایش میگذارد، به حالتی اندوهناک اشاره میکند؛ او از بیعدالتی و رنجی که بر جان انسانها میگذرد، صحبت میکند که حتی طاقت آن را ندارند و در مرز نابودی به سر میبرند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.