آنچهدر بالطلب رقص است، در دل آتش است
همچو شمع اینجا زسرتا پای بسملآتش است
از عدم دوری، جهانی را به داغ وهم سوخت
محو دریا باش، ایگوهر! که ساحل آتش است
یک قلم چون تخم اشک شمع آفت مایهایم
کشت ماچندانکه سیراباست حاصلآتش است
کلفت واماندگی شد برق بنیاد چنار
با وجود بیبریها پای درگل آتش است
در شکنج زندگی میسوزدم یاد فنا
نیم بسمل را تغافلهای قاتل آتش است
میرویم آنجاکهجز معدومگشتن چاره نیست
کاروانها خار و خس دربار و منزل آتش است
میگدازد جوهر شرم از هجوم احتیاج
ایکرم معذور در بنیاد سال آتش است
از تپشهای پر پروانه میآید بهگوش
کاشنای شمع را بیرون محفل آتش است
هر دو عالم لیلی بیپرده است، اما چه سود
غیرت مجنون ما را نام محمل آتش است
زندگی بیدل دلیل منزل آرام نیست
چون نفس درزیرپا دل دارم و دل آتش است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف حالتی وجودی میپردازد که در آن اشتیاق و طلب به رقص، در واقع درون آتش و رنج نهفته است. شاعر از عجز و ناچاری در مواجهه با آلام زندگی گفتگو میکند و به تصویرسازی سرخوشیهای گذرا در کنار درد و رنجهای عمیق میپردازد. او با اشاره به تناقضهای زندگی، از شکنندگی و فنا صحبت میکند و بر تلاش انسان در برابر مشکلات تأکید میکند، درحالیکه در انتها، مضمون آتش به عنوان نماد رنج و عشق، اشارهای به تمامیت این جستوجو و عدم آرامش در زندگی است. شعر در نهایت به ناامیدی و جوهر شرمی که از احتیاج ناشی میشود، بازمیگردد.
هوش مصنوعی: هر آنچه در دل انسان آرزوی اوست و او را به رقص در میآورد، در واقع در دل آتش نهفته است. مانند شمعی که میسوزد و در طول این سوختن، نمیتواند خود را از آتش دور کند. این حالت نشان میدهد که در اینجا، تمام وجود مبتلا به آتش است.
هوش مصنوعی: از نبودن فاصله بگیر و دنیایی بساز که مانند دریا به شدت ویرانگر است، ای گوهر! زیرا ساحل آن آتشین است.
هوش مصنوعی: ما مانند تخم اشکی هستیم که در زیر نور شمع میدرخشد؛ هر چقدر که از آتش و گرما سیراب شویم، حاصل و ثمرهمان متأثر از آن خواهد بود.
هوش مصنوعی: درخت چنار، با وجود تمام چالشها و مشکلاتش، به قدری قوی و پایدار است که دوباره سر بر میآورد و حتی در میان سختیها، به زندگی ادامه میدهد. این حافظه و ایستادگی او در برابر مشکلات، به نوعی نماد مقاومت و تلاش در سختیهاست.
هوش مصنوعی: در پیچ و خمهای زندگی میسوزم و یاد مرگ را فراموش نمیکنم، زیرا بیتوجهیهای قاتل مانند آتش است.
هوش مصنوعی: ما به جایی میرویم که جز از بین رفتن راه دیگری نیست. کاروانها در آنجا با خار و خاشاک و آتش روبهرو هستند و دیگر گزینهای ندارند.
هوش مصنوعی: جوهر شرم در برابر نیاز و احتیاج، به تدریج ذوب میشود. ای کریم، من در پایه و اساس وجود خود، عذرخواهی میکنم، چرا که شعلۀ آتش در ذات من وجود دارد.
هوش مصنوعی: از تپشهای دلنگران پروانه میرسد صدایی به گوش، مثل اینکه شمع در میان آتش، خسته و بیتاب است.
هوش مصنوعی: لیلی در هر دو جهان بهوضوح حاضر است، اما غیرت مجنون به چه دردی میخورد وقتی که نام معشوق مانند آتش میسوزاند؟
هوش مصنوعی: زندگی بیدلی، نمیتواند باعث آرامش من باشد؛ زیرا هرچند به ظاهر سکون دارم، اما درونم آتش و اضطراب میسوزد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بی تو در گلشن مرا فریاد بلبل آتش است
گربه گل اخگر است و خنده گل آتش است
نشکند از سایه گردون کسی را تشنگی
می نماید آب اما زیر این پل آتش است
برق در دنبال دارد آه من ای باغبان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.