مکن سراغ غبارِ ز پا نشستهٔ ما را
رسیده گیر به عنقا پرِ شکستهٔ ما را
گذشتهایم به پیری ز صیدگاه فضولی
بس است ناوک عبرت زهِ گسستهٔ ما را
فراهم آمدن رنگ و بو ثبات ندارد
به رشتهٔ رگ گل بستهاند دستهٔ ما را
هوای گلشن فردوس در قفس بنشاند
خیالِ در پس زانوی دل نشستهٔ ما را
ز دام چرخ پس از مرگ هم کجاست رهایی
حساب کیست به مجمر سپندِ جستهٔ ما را
بهانهجوی خیالیم واعظ این چه جنون است
به حرف و صوت مسوزان دماغ خستهٔ ما را
مگیر خرده به مضمون خونچکیدهٔ بیدل
ستمفشار مکن زخمِ تازهبستهٔ ما را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی حقیقت و شناخت خود میپردازد و احساساتی از جمله ناامیدی و سرگشتگی را به تصویر میکشد. او به ناپایدار بودن زندگی و زیباییها اشاره میکند و به غم و دردهایی که در اثر تجربیات و عبرتهای گذشته به وجود آمدهاند، میپردازد. در این بین، شاعر از سرزنش دیگران و انتقادات به خود ناراحت است و خواستار درک و همراهی بیشتری از سوی مخاطبان میشود. او به دلتنگیهای عمیق و جستجو برای رهایی از قید و بند زندگی اشاره میکند و در نهایت به پرسشهایی در مورد مقصد و سرنوشت خود میپردازد.
هوش مصنوعی: به دنبال آثار گرد و غباری که بر پاهای ما نشسته نباش، به پر شکسته و ناچیز ما که شبیه پر پرندهای افسانهای است، نگاه کن.
هوش مصنوعی: ما از جوانی و روزهای پرهیجان عبور کردهایم و حالا وقت آن رسیده که از گذشته درس بگیریم. دیگر جستوجوی بیمورد در خاطرات و اشتباهاتمان کافی است.
هوش مصنوعی: جان و دل ما به زیباییها و خوشبوئیها وابسته است، اما این زیباییها و عطرها هیچ گاه پایدار نیستند. ما مانند گلهایی هستیم که به رشتهای متصل شدهایم و در این دنیا موقتی قرار داریم.
هوش مصنوعی: هوا و احساس بهشت در دل ما نشسته و آرزوی آن را به وجود میآورد که در قفسی محبوس باشیم، در حالی که دلتنگی ما به یاد آن زیبایی و خوشیهاست.
هوش مصنوعی: پس از مرگ، رهایی از دام تقدیر کجا است؟ چه کسی میتواند حساب رفتار ما را در آتش زدن پاکیزهگیها و نفرتها بکند؟
هوش مصنوعی: ما به دنبال بهانهای هستیم و واعظ، این دیوانگی چیست؟ چرا با سخن و صدا، ذهن خسته ما را آزار میدهی؟
هوش مصنوعی: به کسی که در مورد نوشتههای بیدل انتقاد میکند، نگو که نباید به این مضامین توجه کند. همچنین، لطفاً به زخمهای تازهای که هنوز درمان نشدهاند، آسیب نزن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
نشاند بر مژه اشک ز همگسستهٔ ما را
تحیرکه به این رنگ بست دستهٔ ما را؟
هزار آبله دادیم عرض لیک چه حاصل
فلک فکند به پاکار دست بستهٔ ما را
کسیبهضبطنفس چونسحرچه سحرفروشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.