رنگ خون گلجوش زخم تیغ گلچین بوده است
باغ تسلیم محبت طرفه رنگین بوده است
عالمی از نرگست ایمان مستی تازه کرد
اینجنون پیمانهکافر صاحبدینبوده است
خاک گشت و فیض استقبال پابوست نیافت
خواب پای محمل این مقدار سنگین بوده است
ما صفای وقت از فیض خموشی یافتیم
بر رخ آیینهٔ ماگفتگو چین بوده است
از کشاکشهای موج این محیط آسودهایم
آبروی گوهر ما کوه تمکین بوده است
کوهکن در تلخکامی جوی شیر ایجاد کرد
بر زبان تیشه گویی نام شیرین بوده است
از شرر در آتش افتادهست نعل کوهسار
سنگ هم اینجا مقیمخانهٔ زینبوده است
وصل جستم رفتن از خود شد دلیل مقصدم
ایندعا رلا در شکسترنگ آمینبوده است
با همه شوخی خیالش را ز دل پرواز نیست
خانهٔ آیینه هم بسیار سنگین بوده است
بر میان او نچربید از ضعیفی پیکرم
عشق بیدرد اینقدرها ناتوان بین بوده است
حیرت محضیم بیدل هر کجا افتادهایم
سرگرانیهای ما آیینه بالین بوده است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از عشق و درد ناشی از آن سخن میگوید و با زبان استعاره، تجربههای عاطفی خود را توصیف میکند. او به تأثیر محبت و تسلیم اشاره دارد و از نرگس ایمنی که به مستی منجر میشود، یاد میکند. احساسات عمیق و گاهی متناقض عشق و شرارت، باعث پیدایش حسی عمیق از حیرت و ناپایداری میشود. شاعر همچنین به چالشها و سختیهای زندگی و دلتنگیهای ناشی از آن میپردازد و نشان میدهد که در دل این مشکلات، زیبایی و عمیقترین آموزهها نهفته است. عشق حقیقی در اینجا به مثابه یک نیروی قوی معرفی میشود که حتی در سختترین شرایط، روح را مسحور میکند.
هوش مصنوعی: رنگ خون گل به دلیل زخمهایی است که گلچین به آن زده است. باغی که عشق در آن جاری است، به طرز شگفتانگیزی زیبا و پر از رنگ است.
هوش مصنوعی: یک عالم با نگاه نرگسی و زیبای خود، ایمان و شوری نو در دل مردم ایجاد کرده است. این دیوانگی و شور و شوق، ناشی از عشق و حقیقتی است که در دلهای مذهبی و با ایمان وجود دارد.
هوش مصنوعی: زمین شد و نعمت پذیرایی به پای تو نرسید، خواب پای کالسکه نیز به خاطر این بار سنگین امکانپذیر نبوده است.
هوش مصنوعی: ما در سکوت، آرامش زمان را به دست آوردهایم، و بر روی چهرهٔ آیینه، نشان گفتگو و تأمل دیده میشود.
هوش مصنوعی: در میان چالشها و آشفتگیهای زندگی، ما از آرامش و استقامت برخورداریم، زیرا اصل و هویت ما مانند کوه، مقاوم و ماندگار است.
هوش مصنوعی: یک کارگر کوهستان که در شرایط سخت و تلخی به سر میبرد، با زبان تیشهاش در تلاش است تا یاد شیرینی را زنده کند و در واقع با کارش فضایی شاد و شیرین بسازد.
هوش مصنوعی: آتش از جرقهای شعلهور شده و نعل آهنین کوهسار نیز در این مکان دیده میشود، انگار که به خانه زین تعلق دارد.
هوش مصنوعی: به ملاقات کسی شدم که باعث شد از خودم دور شوم و این خود، نشانهای است از هدف من. این دعا در دل شکستهام، ما را به هدف میبرد.
هوش مصنوعی: خیال و ذهن انسان با وجود تمام شوخیها و سرگرمیها، نمیتواند به راحتی از دل و درونش پرواز کند. حتی خانهای که از شیشه ساخته شده و به نظر سبک میآید، در واقع میتواند بسیار سنگین و محکم باشد.
هوش مصنوعی: عشق من به قدری قوی است که حتی اگر بدنم ضعیف باشد، نمیتواند بر روی آن تأثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: ما در حیرت و شگفتی به سر میبریم، بیدل. هر کجا که هستیم، مشغلهها و دغدغههای ما همچون آینهای منعکس کنندهٔ حال و وضعیت ما بوده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سرنوشت روی جانان خط مشکین بوده است
کاروان حسن را نقش قدم این بوده است
ما اسیران؛ نوگرفتار محبت نیستیم
آشیان طایر ما چنگ شاهین بوده است
غافل از آواره گردیهای اشک ما مباش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.