واژگونی بسکه با وضعم قرینکردیده است
سرنوشتم نیز چون نقش نگین گردیده است
عمرها شد چون نگاه دیده آیینهام
حیرت دیدار حصن آهنین گردیده است
داشتم چون صبح گیر و دار شور محشری
کز غم کم فرصتی آه حزین گردیده است
هیچ وضعی همچو آرامیدگی مقبول نیست
شعله هم از داغ گشتن دلنشین گردیده است
گر به نرمی خو کند طبعت حلاوت صید تست
هرکجا مومیست دام انگبین گردیده است
بیمحابا از سر افتادگان نتوان گذشت
خاک ازیک نقش پا صد جبهه چین گردیده است
همچو موج از تهمت دام تعلق فارغیم
دامن ما را شکست رنگ چین گردیده است
فرش همواریست هرگه ماه میگردد هلال
درکمال، اکثر رک گردن جبین گردیده است
جلوهٔ هستی غنیمتدان کهفرصتبیش نیست
حسن اینجا یک نگه آیینهبین گردیده است
بیدل از بی دستگاهی سرنگون خجلتیم
دست ما از بس تهی شد آستینگردیده است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از مشکلات و پریشانیهای خود سخن میگوید و به نشانههایی از تغییرات و دگرگونیها در زندگیاش اشاره میکند. او وضعیت خود را همچون سرنوشتی ناخوشایند تصویر میکند و به غم و حسرت عمر گذشته میپردازد. بر این باور است که در شرایط حاضر هیچ آرامشی به اندازه قبول وضعیت موجود ارزشمند نیست و حتی داغها و دردهایش نیز به نوعی دلنشین به نظر میرسند. شاعر به محدود بودن فرصتها و ارزش هر لحظهی زندگی تأکید میکند و خود را از تأثیرات منفی زمان و شرایط رها مییابد. او در نهایت از بود و نبود خویش احساس ناامیدی میکند و نسبت به تهی بودن دستهایش در تلاش برای بیان احساساتش شکایت دارد.
هوش مصنوعی: حالت و وضعیت من به قدری دگرگون شده که با سرنوشتم نیز به مانند طرحی بر روی سنگ قیمتی، سرنوشتام شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: سالها گذشته و من همچنان در حیرت هستم از آنچه میبینم؛ گویی مانند آیینهای در برابر حصاری آهنین قرار دارم که تمایز بین خودم و آنچه میبینم را برایم سخت کرده است.
هوش مصنوعی: من در حالتی هستم شبیه به صبح روشن و پرهیاهو، ولی در عین حال، غم و اندوهی که وقت کمی برای خوشحالی و شادابی باقی نگذاشته، مرا غمگین کرده است.
هوش مصنوعی: هیچ حالتی به اندازه آرامش و سکون خوشایند نیست، حتی آتش نیز از گرما به حالت دلپذیری تغییر یافته است.
هوش مصنوعی: اگر روح تو به آرامی و با لطافت رفتار کند، شیرینیِ شکار تو خواهد بود. هر جا که عسل وجود دارد، همانجا دامهای خوشبو و شیرین نصب شدهاند.
هوش مصنوعی: نمیتوان به سادگی از روی افرادی که شکست خوردهاند عبور کرد، زیرا اثرات آنها مانند نشانهای عمیق بر زمین باقی مانده و دنیای اطراف را تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: ما از تهمتها و قید و بندها آزاد هستیم، مانند موجی که از آب فاصله میگیرد. دامن ما از زیبایی و رنگینکمانی که به آن افزوده شده، شکسته و پر از جاذبه است.
هوش مصنوعی: در هر زمان، فرش زندگی نرم و هموار است. ماه به تدریج به شکل هلال در میآید و کامل میشود. بسیاری از انسانها در این مسیر، گردن خود را به نشانه احترام و افتادگی خم کردهاند.
هوش مصنوعی: به زیباییهای زندگی اهمیت بده، زیرا فرصتی برای تماشای آنها باقی نمانده است. جذابیت و زیبایی در اینجا مانند یک نگاه در آینه خود را نشان داده است.
هوش مصنوعی: از بیمقدار بودن و نداشتن ابزار، شرمندهایم. دستهای ما به قدری خالی است که آستینهایمان جمع شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرکجا دستت برون از آستینگردیده است
شاخگل از غنچهها دامان چینگردیده است
نیکو بد درساز غفلت رنگ تمییزی نداشت
چشم ما از بازگشتن کفر و دین گردیده است
رفتن از خود سایه را آیینهٔ خورشید کرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.