بزم پیری کز قد خمگشتهٔ ما چنگ اوست
برق آه ناامیدی، شوری آهنگ اوست
دل به وحشت نه، که چرخ سفله فرصتدشمن است
روز و شب، یک جنبش مژگان چشم تنگ اوست
وادی عجزی به پای بیخودی طیکردهام
کز نفس تا ناله گشتن، عرض صد فرسنگ اوست
بیقرار شوق را چون موج نتوان دید سهل
شورش دریای امکان، یک شکست رنگ اوست
نسبت خاصیست محو شعلهٔ دیدار را
حیرتی دارم که گر آیینه گردم ننگ اوست
دل عبث در بند تمکین خون طاقت میخورد
ایخوش آن مینا که یاد استقامت سنگ اوست
صافدل هرگز غبار خویش ننماید به کس
آنچه درآیینهٔ روشن نبینی، زنگ اوست
دوری و نزدیکی از زیر و بم ساز دوییست
هجر و وصلی نیست، اینجا پردهٔ نیرنگ اوست
عضوعضوم را خیالش مرغ دستآموز کرد
گر کند پرواز رنگم چون حنا در چنگ اوست
نیست جای عشق بیدل مسند فرزانگی
این شهنشاهیست کز داغ جنون اورنگ اوست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف احوالات و تجربیات پیری و ناامیدی میپردازد. او در بزم پیری خود به چنگ و آهنگ عشق اشاره میکند و از سختیها و چالشهای زندگی سخن میگوید. دلش در میانه وحشت و ناامیدی گرفتار است و این وضعیت خود را به نوعی موج و شورش دریا تشبیه میکند. بیدل همچنین به محو شدن در دیدار معشوق و درد ناشی از این عشق دچار تردید است. او اشاره میکند که عشق واقعی، آزادی و حقیقت را در میانهی نیرنگهای زندگی میجوید و در آخر بر دشواریهای عشق و جنون تأکید میکند. در نهایت، عشق را به عنوان قدرتی فراتر از عقل فرزانگان میداند.
هوش مصنوعی: در محفل پیری ما که به خاطر گذشت زمان خمیده شده، صدای چنگ آن نشاندهندهی تلخی و ناامیدی است. آیا میخواهی آهنگ این ناامیدی را بشنوی؟
هوش مصنوعی: دل به ترس نسپارید؛ چون چرخ زمان به ما فرصت نمیدهد. هر روز و شب، حرکتی در چشمان باریک او است که نشان از دشمنی دارد.
هوش مصنوعی: من در سرزمین ضعف و ناتوانی قدم گذاشتهام و از ناتوانی خویش، چون نالهای بهفاصلهی صد فرسنگ برآمدهام.
هوش مصنوعی: آدمی که در شوق و اشتیاق است، مانند موج دریا قابل رؤیت نیست. این شور و حال ناشی از وجود امکان و واقعیت است که رنگی خاص از شکست و ناامیدی دارد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که رابطهای ویژه وجود دارد که باعث میشود بازتاب دیدار معشوق، انسان را به طرز عجیبی دچار حیرت و شگفتی کند. او احساس میکند که اگر بخواهد خود را در نقش آینهای قرار دهد که آن زیبایی را منعکس کند، برایش ننگ و شرمندگی خواهد بود.
هوش مصنوعی: دل بیهدف به خاطر تحمل سختیها و مشکلات، در فشار است. خوشا به حال کسی که مانند آن جام مینا، در برابر این سختیها استقامت و پایمردی نشان میدهد.
هوش مصنوعی: انسانی که دلش پاک و بیغرض است، هرگز مشکلات و ناپاکیهای خود را به دیگران نشان نمیدهد. آنچه که در آیینهٔ شفاف مشاهده نمیشود، نشانهای از کدورت و زنگاری در قلب اوست.
هوش مصنوعی: فاصله و نزدیکی در حقیقت به نوسانات و تغییرات زندگی مربوط میشود و در اینجا، جدایی و وصل واقعی وجود ندارد. این وضعیت، تنها انزوای یک حقه و فریب است.
هوش مصنوعی: فکر کردن به دیگران باعث میشود که انسان از خود بیخود شود و در دنیای خیالی غرق گردد. همچنین اگر بخواهد خود را از بند این افکار رها کند، میتواند به آسانی از دست آنها فرار کند و به زندگی واقعی بازگردد، مانند رنگی که در دست دیگری محبوس شده است.
هوش مصنوعی: محل عشق و محبت برای کسی که بیصبر و بیقرار است، جایی برای حکمت و خردمندی نیست. این سلطنت و فرمانروایی به خاطر درد و جنون عاشقانه اوست که رنگ و بوی خاصی به زندگیاش داده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بسکه اجزایم چمنپروردهٔ نیرنگ اوست
گرهمه خونم بهجوش شوخی آید رنگ اوست
کوه تمکینش بود هرجا بساطآرای ناز
نالهٔ دلهای بیطاقت شرار سنگ اوست
جوهر آیینهٔ وحدت برون است از عرض
[...]
بس که بیرنگی درین گلشن دلیل رنگ اوست
عرض جوهر صیقل آیینه را از زنگ اوست
میزند هر لحظه دم از موج طوفان بقا
شوخی خون شهیدان از حنای چنگ اوست
تا نگردد سوده از رفتار پای توسنش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.