سعی ناپیدا و حسرتها دویدن آرزوست
شمعتصویریمو اشکما چکیدن آرزوست
بسملتسلیم هستی طاقتکوشش نداشت
آن که ما را کرد محتاج تپیدن آرزوست
دست و پایی میزند هرکس به امید فنا
تا غبار این بیابان آرمیدن آرزوست
پای تا سرکسوت شوق جنون خیزم چو صبح
تا گریبان نقش میبندم دریدن آرزوست
جلوهای سرکن که بربندم طلسم حیرتی
ازگلستان توام آیینه چیدن آرزوست
ای ستمگر! منکر تسلیم نتوان. زیستن
حسن سرکش نیز تا ابرو خمیدن آرزوست
کیسهگاه زندگی از نقد جمعیت تهیست
خاک میباید شدن گر آرمیدن آرزوست
آتشیکو، تا سپندم ترک خودداری کند
نالهواری دارم و خلقی شنیدن آرزوست
منزل اینجا نیست جز قطع امید عافیت
ای ثمر از نخل بگذر گر رسیدن آرزوست
وصل هم بیدل علاجتشنهٔ دیدار نیست
دیدهها چندانکه محو اوست دیدن آرزوست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حسرتها و آرزوهای بیپایان خود میپردازد و احساس میکند که تلاشها و کوششهایش برای رسیدن به این آرزوها بینتیجه است. او خود را شمعی میبیند که اشکش بر روی تصویر آرزوها میچکد و از محدودیتهای هستی و ناکامی در دستیابی به اهدافش گلایه میکند. در عین حال، او به تلاش و خواستن ادامه میدهد، حتی اگر بدانید که زندگی در نهایت خالی از امید است. شاعر از عشق و زیبایی میگوید و بر این باور است که وصال و رسیدن به آرزوها تنها در عالم خیال موجود است. در نهایت، او اشاره میکند که حتی در لحظههای وصال، به دلیل غفلتهای انسانی، هنوز آن چه میخواهد در دسترس نیست.
هوش مصنوعی: تلاشهای پنهانی و حسرتهایی که داریم، به نوعی مانند دویدن به سمت آرزوهاست. ما شمعی هستیم که تصویرمان در دنیا نقش بسته، و اشکهای ما نشانهای از آرزوهاییست که به دل داریم و ناامیدانه نَشت میشوند.
هوش مصنوعی: فرآیند تسلیم و پذیرش واقعیت برای کسی که ما را به آرزوهای بیپایان وابسته کرده، بسیار دشوار و طاقتفرسا بوده است.
هوش مصنوعی: هر کسی در تلاش است و فعالیت میکند تا شاید روزی به آرامش و آسایش برسد، زیرا جنگ و سختیهای زندگی مانند بیابانی است که آرزوی استراحت و سکون در آن به چشم میخورد.
هوش مصنوعی: من از سر تا پا پر از شور و جنون هستم، مثل صبح که به آرامی تصویر زیبایی را در خود مینویسد. اما برای من، شکستن آرزوها همچون یک خواسته ی بزرگ است.
هوش مصنوعی: اگر جلوهگری کنی، میتوانم طلسم شگفتی را که از بهشت وجود تو ساختهام بشکنم. آرزوهایم مانند آیینهای است که به زیبایی باغ تو نگاه میکند.
هوش مصنوعی: ای ستمگر! نمیتوانم تسلیم شوم. حتی زندگی کردن در شرایط دشوار نیز به اندازهای آرزوست که برای ابرو خم کردن انتظار کشم.
هوش مصنوعی: زندگی مانند کیسهای است که از نعمت جمعیت و انسانها خالی شده است و برای پر شدن آن ناچاریم به زمین (خاک) برگردیم؛ زیرا اگر به آرامش آرزوهایمان فکر کنیم، باید از آن چیزهایی که داریم چشم بپوشیم.
هوش مصنوعی: آتش را برافروز، تا زمانی که آن دلیلی که مانع چیزهایی است که میخواهم، کنار برود. من حالتی اندوهبار دارم و آرزو دارم دیگران صدای مرا بشنوند.
هوش مصنوعی: منزل و مقصد این دنیا جز ناامیدی از آرامش نیست. ای میوه از درخت، اگر به آرزوهایت میخواهی برسی، باید از اینجا بگذری.
هوش مصنوعی: ارتباط و پیوند با محبوب، درمانی برای تشنگی دیدار نیست. چشمها را چه قدر بگردانیم که تنها دیدن او آرزو است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.